ازدواج در سنین پایین

در این نوشتار درباره ازدواج و مساله رشد دختر و پسر و مساله کودک همسری می نگارم.
از منظر فقهی و در زمان پیامبر، ان چیزی که برای ازدواج لازم است رضایت دختر و رضایت پسر است. طبق آموزه های نبوی این امر قابل واگذاری نیست و در واقع حتی پیامبر اسلام نمی تواند حق دختر یا پسر در رضایت به ازدواج را غصب کند چه رسد به پدر یا مادر یا ولی فرزند. پیامبر حتی در مورد دختر خود که در سن 9 سالگی ازدواج کرد، حق رضایت او را غصب نکرد و البته متوجه شرم و دلیل سکوت فاطمه نیز بود.
در حدیثی هست که دختری به پیامبر عرضه داشت که پدرم به زور من را به عقد همسرم دراورده است و پیامبر با صراحت گفت که عقد باطل است، اگر چه دختر بعدا ابراز داشت که کلک زده است و راضی بوده است.
به تدریج و پس از پیامبر مفهوم ولایت رشد عجیبی کرد و برای دختر نابالغ، رضایت او غصب شد و به پدر یا ولی او واگذار شد. البته سیر تکوینی مفهوم ولایت بسیار گسترده بود و به مفاهیم عجیب و خلاف عقل سلیم مانند ولایت فقیه(حتی در امور حسبیه برخی موارد با عقل امروزی در تضاد است) کشیده شد که در این بحث به آن نمی پردازم.
یکی از نکاتی که باید به آن پرداخت آن است که حد رشد یک دختر یا پسر برای ازدواج چقدر است و از چه زمانی می توان گفت که رضایت او معنا دار است؟ زیرا بچه ای که تحت تاثیر پدر یا مادر است و اساسا معنای ازدواج را نمی داند، رضایت او عملا بی معنا است. به عبارتی دختر باید خودش رضایت دهد، نه اینکه شکلاتی به او بدهند و از او بخواهند که بگوید به ازدواج با فلان فرد راضی است.
به نظر می رسد حد این بلوغ باید به حدی باشد که او از آمیزش، همسر داری، فرزند آوری و غیره به قدر لازم بداند به گونه ای که پس از ازدواج و انجام این امور، دختر به واسطه ناآگاهی مغبون نگردد.

همچنین ببینید

واجب الوجود

واجب الوجود

یکی از اشکالاتی که برخی خداباوران با آن دست و پنجه نرم می کنند آن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *