اصول دین

کاری که علمای مسلمان بعد از وفات پیامبر کردند کمتر از آوردن دینی نو با همان نام قدیم یعنی اسلام برای مردم نبود. یکی از کارهایی که مدعیان شریعت بعد از وفات پیامبر کردند تاسیس علم کلام یا همان اصول دین بود. به واقع عده ای عالم دین تکلیف مردم را درارتباط با مسلمان بودن یا کافر بودن بنا به تشخیص خود معین کردند. گروهی اشعری شدند. اینها سه اصل را به عنوان اصول دین تعیین کردند. توحید، نبوت، معاد. اینها مدعی شدند کسی مسلمان است که این سه اصل را با همان تفسیری که آنان مدعی بودند، قبول داشته باشد. گروهی دیگر معتزلی نام گرفتند که بعدها به دلیل عدم تمایل مردم به آنان، نحله فکری آنان منقرض شد. اینها چهار اصل را به عنوان اصول دین در نظر گرفتند: توحید، نبوت، معاد و عدل الهی. البته همه مسلمین خداوند را عادل میدانند و این امر نص صریح قران است. اما اینکه عدل الهی یعنی چه و یا عدل الهی چگونه در عالم تجلی دارد، محل اختلاف بود. شیعه نیز پنج اصل را به عنوان اصول مذهب تعیین کرد: توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت. هرکدام از این جماعت با مشخص کردن مساله ای به نام اصول دین یا اصول مذهب برای مسلمانان تعیین تکلیف از جانب خود کردند. از شگفتی های این قضیه آن است که این اصول دین یا مذهب، که ریشه صریح در کلام پیامبر نداشت، را تحقیقی بیان کردند. یعنی اینکه چه مسایلی در شریعت باید تحقیق شود و چه مسایلی باید تقلید شود-تحت عنوان فروع دین- را عده ای بنا بر تشخیص خود معین کردند و دینی نو با همان نام قدیم یعنی اسلام برای بشریت آوردند. از شگفتیهای فتوای بسیاری از آنان این نکته نیز هست که اگر بچه مسلمان در مسایل تحقیقی به نظر آنان نرسد مرتد و حکم او کشتن است. یعنی نتیجه کار تحقیقی را از قبل معین کردند. حتی برخی از رجوع به ادله مخالفین تحت عنوان کتب ضاله به شدت جلوگیری کردند و خواندن کتب ضاله را- به جز برای کسانی که برای دفع شبهه آنها را میخوانند یا یقین دارند در عقاید پیشینی آنها تغییر ایجاد نمی شود- حرام و مساله ای تقلیدی اعلام کردند.
مشهور است که این جماعت که به متکلمین ملقب شدند، بعدها با ترجمه کتاب های فلسفی یونان با فلاسفه اسلامی درگیر شدند. از جمله آنها این بحث بود که متکلمین در ابتدا اعتقادی به وجود روح نداشتند و بلکه معتقد بودند انسان، پس از مرگ، بدن او در زمین دفن می شود و در قیامت اعجاز خداوند باعث می شود بدن ها دوباره زنده شوند. البته در درگیری علمی با فلاسفه اسلامی مغلوب شدند. از نکات جالب دیگر آن است که بسیاری از طلاب نه تنها از تاریخچه اصول دین، که تقریبا ادعای جماعتی مدعی بیش نیست، خبری ندارند، بلکه مثل عامه مومنین گمان می برند که بحث روح در قران آمده است. این مطلب از عجایب علمای اسلام است که معمولا وقتی به عقیده ای میل پیدا می کنند، آیه یا آیاتی در قران در توجیه عقیده خود می اورند.

سیر فتاوای علمای اسلام نیز مسیری عجیب طی کرده است. مثلا مشهور است که ابوهریره در زمانی که حاکم مکه بود چنین خطاب به مردم گفت: «ایها الناس! سمعت من حبیبی رسول الله » «من اکل بصل عکة فی مکة وجبت له الجنة» “شنیدم از حبیبم پیغمبر که فرمود: هر کس پیاز عکه را در مکه بخورد بهشت بر او واجب است.”
عملا فتوا در اختیار تشخیص علمای دین قرار گرفت. امروزه در شیعه تکلیف بسیاری از احکام به دلیل آنچه تقیه در صدر اسلام نامیده می شود، تقریبا به درستی معین نیست. فتواها در تاریخ اسلام به شدت تغییر کرده است. در ادامه صرفا برخی فتواهای مشهور، که در قرن حاضر شمسی داده شده است و سابقه نداشته است یا بعد از مدتی حکم آن را عوض کرده اند،را به عنوان نمونه ذکر میکنم.
غسل صرفا در خزینه صحیح است.(غسل زیر دوش باطل است)
استفاده از بلندگو حرام است.(مشهور است که آیت الله بروجردی نوشتند که استفاده در محافل دینی برای منظورهای دینی و مذهبی اشکال ندارد.)
ولایت فقیه در امتداد ولایت رسول الله است.(ولایت فقیه در امور حسبیه وجود داشته است. آنچه آقای خمینی در باب ولایت فقیه آورد با لحاظ گستردگی آن، بی نظیر است)
اینترنت موبایل حرام است.
رفتن زن به ورزشگاه حرام است.
راندن موتور توسط زن حرام است.
جلوگیری از بارداری حرام است.
کراوات حرام است.

 

بازدیدها: 15

درباره‌ی صابر کثیری بیدهندی

دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف و تربیت مدرس در رشته برق- الکترونیک. علاقه مند به دین و فلسفه. saber.kasiri.b@gmail.com

همچنین ببینید

امامت افرادی به غیر از ابراهیم خلیل

امامت افرادی به غیر از ابراهیم خلیل

درباره امامت در قران در نوشتاری در این سایت مطالبی را نگاشته ام. در این …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *