انسان و خلیفه الهی

یکی از مواردی که مومنین ذکر می کنند مساله خلیفه الهی انسان در زمین است.
برخی با استناد به این موضوع صفات و مقام های موجودات دیگر را به انسان نسبت داده و او را اشرف مخلوقات می دانند.
اولا اگر کسی اشرف به معنای برترین مخلوقات بداند، این جمله از اساس معنا ندارد. به عبارتی مثل ان می ماند که کسی بحث کند که نان بهتر است یا آب. برای برتری نیازمند میزان یا ترازو هستیم. میزان و ترازو هم نیازمند مسایلی دیگر است. مثلا کسی که غذا می خواهد و بدون غذا در حال مرگ است، در نظر او اعتبار نان از طلاو جواهر بیشتر است.
مومنین آیا توجه نمی کنند که در کتاب های دینی از ملائک به عنوان مقربین درگاه الهی یاد کرده اند؟
ملائک را به عنوان نمونه مثال زدم. هر کسی را جرعه ابی دادند.
و اما خلیفه الهی:
قران تصریح دارد که ملائک گفتند انسان در زمین فساد می کند و خدا انکار نکرد بلکه از علم خود سخن گفت.
و اما آیا خلیفه الهی چیست؟ برای فهم خلیفه الهی باید داستان داود را در قران مطالعه کرد. داود را به عنوان خلیفه انتخاب کردند. در همان داستان داود در قران وظیفه اصلی داود به عنوان خلیفه قضاوت است.
بحث قضاوت را با در نظر گرفتن آنچه به عنوان نقطه قوت، نقطه ضعف مطرح کردم باید سنجید. البته در همان داستان داود در قران بحث نیز روشن است.
نقطه ضعف داود در واقع قضاوت بود و او را مقام خلیفه الهی دادند و از او خواستند بین مردم قضاوت کند.
در اخلاق عملی گاهی راه تربیت و از بین بردن نقطه ضعف، تعریف و تمجید در همان نقطه ضعف است. به عنوان مثال انسانی که دارای ضعف اخلاقی و ضعیف النفس است، او را در مواقعی با تمجید از نقطه قوت به اصلاح نقطه ضعف وادار می کنند. انسان در زمین فساد کرد و به نظر من راه نجات از مسیر خلیفه الهی می گذشت.

و اما اشرف مخلوقات:
هر مخلوقی دارای صفت خاص و ویژه خود است. مثلا قران کریم است. قران مجید است. ملائک مقرب هستند.
صفت علم “شریف” بودن است. به عبارتی علم شریف است. علم تعبیر خواب نیز در میان علوم سمبل صفت شریف است. انسان مخلوقی است که از علم استفاده کرده است. مثال بارز آن صنعت، کشاورزی، پزشکی و غیره است. به این دلیل به انسان اشرف مخلوقات می گویند.
ظاهرا در میان انسان ها بیشترین استفاده از علم را پیامبر اسلام کرد. به همین دلیل به او اشرف خلقه گفته اند. اما پیامبر از اخبار غیبی استفاده می کرد و لازمه آن استفاده از علم تعبیر است. او برخی را تربیت کرد و به آنها علم آموخت. او در حدیثی بیان کرده است که” انا مدینه العلم و علی بابها”. پیامبر همچنین به دلیل استفاده از علم، بحث علم نافع را مطرح کرد. یعنی برای خود علم از آن رو اهمیت قایل شد که نافع و سودمند باشد.

بازدیدها: 13

درباره‌ی صابر کثیری بیدهندی

دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف و تربیت مدرس در رشته برق- الکترونیک. علاقه مند به دین و فلسفه. saber.kasiri.b@gmail.com

همچنین ببینید

کفرالود بودن اسامی چون عبدالرسول

کفرالود بودن اسامی چون عبدالرسول

اخیرا در اینترنت مباحثی تحت عنوان مشرکانه نبودن اسامی چون “عبدالرسول”، “عبدالعلی” و غیره دیده …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *