انصاف

در حالی می نویسم که از اثر بخشی بر عده ای و وادار کردن بسیاری از خوانندگان به اندیشه و تامل درباره حقانیت مظلومان ناامیدم. اما می نویسم به نام دفاع از عقلانیت، عدالت و اخلاق مبتنی بر عقل. آری بیش از این در توان من برای دفاع از مظلومان نیست.

امروز به اسراییل بنگرید.  به اعراب و مسلمانانی بنگرید که همچنان در سرزمین های 1948 و یا حتی در سرزمین های 1967 زندگی می کنند. آنها از بسیاری از حقوق اولیه مردمان یهودی مذهب اسراییل بی بهره اند. به من پاسخ دهید: آیا این اعراب و مسلمانان ساکن در اسراییل به حکم دین اسلام باید شرایط شان تغییر کند و از حقوق اولیه انسانی بهره مند شوند یا به حکم اصول اولیه عقلانی در حوزه انسان و انسانیت؟

همه ما در بدو تولد انسانیم و از حقوقی برخورداریم. آنانکه می گویند ما از بدو تولد مسلمانیم، آنان دین خویش را از پدران خویش به ارث برده اند، اری آنان فریاد می زنند: قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِين(انبیا آیه 53). اینان همه چیز را به عاریت گرفته اند. اینان در بالاترین مراتب تحقیق و اندیشه خویش به واسطه آنچه از استادان خویش آموخته اند می گویند اصول دین تحقیقی است و اصول دین، که بافته تعدادی از متکمین است، را به واسطه حافظه خویش بیان می کنند. اینان درباره اصول اولیه و چیزهای بسیاری که باید اندیشید نیاندیشیده اند. اینان قبل از آنکه نیاز به دین را احساس کنند باید نیاز به اندیشه را فهم کنند. اما چه کنم که هر کسی ابراهیم وار تعقل نمی کند.

حداقل اگر خویش را در بدو تولد مسلمان می بینید، پاسخ دهید که چنانچه در اسراییل متولد می شدید و تحت تربیت یک پدر و مادر یهودی می بودید چه تضمینی برای ظلم نکردن آشکار به مسلمانان فلسطینی داشتید؟ آیا شما آنجا به نام خدای تاناخ(عهد عتیق) در بند عظیمترین ظلم ها به فلسطینیان نمی شدید؟ اگر در افغانستان و تحت تعالیم وهابیت تند رو پرورش می یافتید چه تضمینی در اندیشه خویش داشتید که شیعیان را به خون نمی غلطاندید؟

سخن من این است:  قال علیه السلام: صاحب الناس بمثل ما تحب ان یصاحبوک(امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: چنان با مردم رفتار نما که دوست داری باتورفتارکنند). علت اینکه برای مدعیانی چون شما حدیث می آورم آن است که با زبان و دین شما با شما سخن می گویم نه آنکه چون برخی معممین از حدیث برای کلام خویش بهره برداری کنم. من در وادی دین یک عقل گرای محض ام.

امروز شاهد ظلم و ستم حکومت به بهایی ها، دراویش، اهل سنت و سایر کسانی هستیم که چون حاکمان جامعه فکر نمی کنند. آیا با بهاییان که در تشکیل دیانت خویش هیچ نقشی نداشته اند و همچون عامه شیعیان، اهل سنت و یهودیان از فرایند تکامل دین خود هیچ اطلاعی ندارند، باید برخورد سلبی و حذفی داشت؟ به فرایند تکامل تشیع توجه کنید. آری امروز حجم تاریخ عاشورا بگونه ای است که گویی صدها دوربین بر سر خیمه ها بوده اند و هزاران نفر در آنجا مشغول ثبت و ضبط حوادث محرم و عاشورا بوده اند. چیزهایی را حقیقت می دانند که در محرم سال 61 هجری قمری به باور برخی محققین، “خدا” نیز آنها را درک نکرده است، اما اینان 1400 سال بعد آن ها را درک کرده و سخت می گریند و عاشقانه اشک می ریزند و در ازای اشک هایشان حاجت می طلبند. حال به فلسطین بنگرید. آیا ظلم صهیونیسم، که بنا به دلایل دینی یهود و برخواسته از تاناخ(عهد عتیق) که به ادعای آنان از جانب خدا به آنان وعده سرزمین موعود داده شده است، قابل توجیه است؟ آیا اگر شما به عنوان یک مسلمان در سرزمین فلسطین به دنیا می آمدید می پذیرفتید که با دلایل دین یهود با شما چنین رفتار کنند؟ اگر پاسخ منفی است چرا با بهاییان، دراویش و سایر دگر اندیشان رفتار امروزی خود را در سرزمین ایران دارید؟

آیا از عموم آزادگان و آزاد اندیشان جهان انتظار حمایت از مظلومین فلسطینی را دارید؟ پس چرا در سرزمین ایران از حقوق همه انسانها دفاع نمی کنید؟  راضی بودن به رفتار حکومت در قبال بهاییان، دروایش، اهل سنت و سایر دگر اندیشان به معنای رضای فطری به رفتاری است که با فلسطینیان انجام می شود.

می دانم از مبانی دین اسلام دم می زنید و به عقیده برخی از شما من دارای افکار گمراهانه هستم. دگر بار تکرار می کنم: قال علیه السلام: صاحب الناس بمثل ما تحب ان یصاحبوک(امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: چنان با مردم رفتار نما که دوست داری باتورفتارکنند).

بازدیدها: 2

درباره‌ی صابر کثیری بیدهندی

دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف و تربیت مدرس در رشته برق- الکترونیک. علاقه مند به دین و فلسفه. saber.kasiri.b@gmail.com

همچنین ببینید

نقد طرفداران حجاب در جمهوری اسلامی

نقد طرفداران حجاب در جمهوری اسلامی

مباحث مربوط به حجاب اخیرا شدت یافته است. در یک بحثی که اخیرا شاهد آن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *