تحویل فلسفه به علم

در نوشتاری از ایده تحویل فلسفه به علم سخن راندم. اینک دو بحث.
بحث اول:
اصل عدم قطعیت هایزنبرگ عملا می گوید در اندازه گیری جفت های مشخصی از خواص فیزیکی دقت 100 درصد یا دقت مطلق ممکن نیست. این گفتار از سخن هایدگر به نحو دیگری قابل فهم است. هایدگر عملا در نقد سوژه دکارتی می گوید، سوژه از ابژه جدا نیست و دازاین را در جهان می داند. برای فهم ربط این دو باید عدم قطعیت را درست بدانید و سخن هایدگر را نیز بفهمید.
بحث دوم:
در جایی ادعا کردم که فلسفه اخلاق را به علم تحویل می برم. اینک در پی توضیح این عبارت هستم.
به باور من جهانی که ما در آن زیست می کنیم به گونه ای است که صفاتی چون راستگویی، شجاعت، اخلاص، خویشتن داری و غیره غالبا زیبا گونه جلوه می کنند و غالب انسانها این صفات را می پسندند و اصطلاحا به آنها فضیلت می گویند. به باور من جهان های ممکنی می توانست وجود داشته باشد که برخی فضیلت ها از نظر اذهان مختص آن جهان های ممکن رذیلت تلقی شوند و برخی رذایل در همان جهان های ممکن و در اذهان خاص همان جهان های ممکن فضیلت دانسته شوند. به عبارتی بر این باورم که شناخت علمی جهان به ما امکان درک و فهم فضیلت و رذیلت را می دهد. البته بر این باورم که هنوز به آن مرتبه از علم نرسیده ایم.

همچنین ببینید

واجب الوجود

واجب الوجود

یکی از اشکالاتی که برخی خداباوران با آن دست و پنجه نرم می کنند آن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *