جان، خاک و ارزشها

برخی از عدم اصالت خاک و سرزمین و میهن سخن رانده اند و در عین حال از کلمه الله سخن می گویند و معتقدند میان کلمه الله و خاک فرق بنیادی از زمین تا آسمان هست و فدا شدن برای سرزمین پوچ و بی ارزش است و ارزش جان بیش از ارزش خاک است.
در این بحث باید پرسید که منظور شما از کلمه الله چیست؟ آیا منظوری متفاوت از دستورات دینی دارند؟ آیا منظوری متفاوت از ارزشهای دینی و نام گذاری “ارزش های الهی” برای آن دارند؟
کلام من دوسویه است. بله گاهی برای ارزشهای دینی نیز می توان جان داد، اما بدانیم ارزشهای دینی عمدتا میراث پدران ما هستند و بسیاری از ما با دین های مشخصی به دنیا آمده ایم و جان نثاری در راه ارزشهای دینی را واجب می دانیم. بسیاری از باورهای دینی در بررسی عمیق خرافاتی بیش نیستند. بسیاری از باورهای دینی تعصبات ما هستند که برای کوبیدن ارزشهای دیگران و ادیان و مذاهب دیگر آنها را علم کرده ایم و ارزش ذاتی ندارند.
در سوی دوم خاک است. مثال میزنم. تمدن ایران افرادی چون کوروش هخامنشی و سلسله ساسانی و مردانی از قبیل انوشیروان را به دنیا معرفی کرده است. خاک ایران از ارزشهایی چون عدالت، تکریم انسانی و نگاه انسانی به بردگان در زمانه ای دور سخن می راند. به عبارتی وقتی از تمدن ایرانی سخن می رود منظور خاک جسمانی نیست، بلکه ارزشهایی است که تمدن ایران به عالمیان معرفی کرده است و عشق به خاک باعث می شود که از ارزشهای پاک معینی دفاع شود و به دنیا معرفی شود.
پس زمانی که از آرمان خاک سخن گفته می شود لزوما معنای ناپاک ناسیونالیسم مراد نیست و زمانی که از ارزشهای دینی سخن گفته می شود لزوما تداعی کننده آموزه های انبیا نیست و بسیاری از این ارزشهای دینی ساختگی و بدعت طرفداران آن دین است.

همچنین ببینید

گالیله و کلیسا

گالیله و کلیسا

و اما باور من درباره گالیله و نزاع او با کلیسا، در ابتدا اقرار می …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *