خمس

فقها خود اذعان دارند که احادیث درباره وجوب یا عدم وجوب خمس بر ارباح مکاسب تقریبا در برابر هم هستند، بر یکدیگر غلبه چندانی ندارند و عملا سلیقه فقهای شیعه در تصمیم گیری و دادن چنین فتوایایی تعیین کننده است. در واقع قاطبه فقهای شیعه از دو دسته بودن احادیث درباره خمس ارباح مکاسب و به خصوص در زمان قبل از حکومت مهدی متفق القول هستند.
اما چنین فقهایی عملا با واجب دانستن خمس در حوزه ارباح مکاسب در حالیکه از محکمات تشیع نیست و با دادن فتوایایی چون ابطال نماز با لباس بدون خمس، ابطال حج با پول و لباس بدون دادن خمس عملا به تدلیس روی آورده اند. آنان خود از یقینی نبودن خمس بر ارباح مکاسب به خصوص در زمان غیبت آگاه هستند و از سویی دیگر از یقینی بودن نماز و حج نیز آگاه هستند.
شگفت آنکه قران را تحریف کردند و با گسترده کردن معنای “غنمیت” به تمامی اموال انسانها و از شدت تعصب به مبارزه در برابر خدای عادل روی آورده اند و کمر دین خدا را شکسته اند.
اما چنین مردانی در برابر طرف دوم قضیه به گونه ای دیگر موضع گرفته اند.
مورد آشکار آن در مورد سازنده یک بیمارستان خیریه است که بیمارستان خیریه مذکور در سال 1358 به دست ناجوانمردان طریقت و به نام مال حرام توسط کافران مدعی دین خدا خراب شد. فردی که با دادن وام های دو درصد با فتوای غالب فقهای زمانه خود از حج زمینی محروم شد و با ساختن یک بیمارستان خیریه با اموال خود به حج اسمانی پرداخت و ان شاءالله که حج او مقبول بوده باشد.
کسانی که مال حلال خداوند را حرام می دانند و کام مردم را تلخ می کنند، سیاست نمی دانند، اخلاق نمی دانند و می گویند اقتصاد مال خر است و بر اساس همین بینش بر روی تمامی امور دنیوی و اخروی انسانها تمرکز می کنند.
آری حکومتی که انقلاب 57 ایران را به نام اسلام خود ساخته و بی اعتبار، غصب نمود، بعد از چهل سال سراشیبی از علم دینی، ریاضیات دینی و اقتصاد و علوم دینی سخن گفت.
کار به جایی رسید که ایده شکست دکارت برای آغاز ریاضیات اسلامی داده شد.
شگفتا که چهل سال کمر شکستن به اسم اسلام، خدا و غیره تمام شد. دین مردم آب شد و حیا از زمین ریشه کند و اینان همچنان از اقتصلد اسلامی سخن می گویند و دنبال اسلام من دراوردی هستند.
همه آگاهان می دانند که شرط مرجعیت در هیچ حدیث محکمی اعلمیت نیست. شرط محکم پرهیزگاری و تقوا در احادیث است.
من در برابر کسانی که از اعلمیت سخن می گویند استدلال ها کرده ام.
آیا اگر کسی جعفر ابن محمد را نیافت و از فقیهی در کوچه و بازار حکم را پرسید نماز او باطل است؟ آیا آگر چند فقیه مانند زراره، جابر و غیره در مساجد مختلف درباره موضوعی واحد دارای نظرات مختلف بودند، حکم همه آنان ابطال است و باید شبانه روز به دنبال باقر و صادق گشت؟
آیا اساسا در زمان ما کسی جز مهدی و انبیا زنده زمین می تواند ادعای اعلمیت کند؟
بحث را به گونه معمول می کشانم. فرض کنیم چند پزشک در درمان یک بیماری دارای سلایق مختلف هستند و هر کدام دارای شیوه درمانی خاص خود هستند. مثلا یکی از آنها پزشک عمومی است و دیگری پزشک متخصص اما هر دو برخی بیماری ها را می توانند درمان کنند. آیا مردمان حق اعمال نظر و سلیقه برای انتخاب پزشک مورد دلخواه خود را ندارند؟ مثلا یک پزشک با آمپول درمان می کند و دیگری با دارو. آیا باید دنبال مدرک دانشگاهی و نام استادان دانشگاه و نام دانشگاه پزشکان بود؟ شگفتا

آری کسانی که در برابر ظلم ظالمان خم به ابرو نمی آورند و از حقوق درویش، عامه ملت مسلمان ایران و غیره هیچ سخن آشکاری به زبان نمی آورند، صدای چوب خدا را شاید نشنوند.

بازدیدها: 21

درباره‌ی صابر کثیری بیدهندی

دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف و تربیت مدرس در رشته برق- الکترونیک. علاقه مند به دین و فلسفه. saber.kasiri.b@gmail.com

همچنین ببینید

دفاع از فهم عرفی

دفاع از فهم عرفی

اخیرا در برخی مباحثات، گروهی حملات خود را متوجه شناخت عامه مردم و به قول …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *