خوب دانستن افعال در هنگام انجام آنها

بحثی در فلسفه و به خصوص فلسفه اسلامی است که انسان ها هر کاری می کنند را خوب می دانند. در این نوشتار به نقد این گزاره می پردازم.
برای فهم این مطلب ابتدا بحث جبر و اختیار را مطرح می کنم. ما انسانها در انجام یک فعل یا مختاریم یا مجبوریم یا در بخشی از آن فعل مختار و در بخشی دیگری گرفتار جبر هستیم.
حال به فرایند انجام یک کار می پردازم. فرض کنیم ما درباره آب خوردن در حین تشنگی در مکانی معین دارای علم خاصی هستیم و مثلا برخی دلایل به سود حکیمانه بودن اب خوردن در حین تشنگی در مکانی معین داریم. تمام این دلایل و حکمت های مورد اشاره عملا بخشی از رفتار ما را جبری می کنند. در واقع داشتن “دلیل” به معنای وجود “جبر” در انجام یک رفتار است. حال اگر ما گرفتار جبر محض نباشیم، بخشی از فعل ما از “خواست” درونی ما که اختیار نامیده می شود تاثیر میگیرد. به عبارتی در تقابل جبر و اختیار، انسانها ممکن است دریابند که “خواست” انها خلاف حکمت و عملا عملی نادرست است.

همچنین ببینید

خالق و صانع

خالق و صانع

همانطور که در مطلب “خداوند و علم” نگاشتم، خالق با صانع تفاوتهایی دارد و علم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *