درگیری میان اندیشه های گوناگون

یکی از سوالاتی که در بسیاری از اذهان مطرح است طرفداری سیاسی یا غیره از یک جناح یا یک طرف درگیری است. در حالت ایده آل فرض کنید مثلا عیسی ظهور کند یا در حالت عادی کشورهای مختلف در عرصه سیاسی با هم تنش و درگیری دارند، در این حالت چگونه موضع گیری مورد پسند است؟
در نظر من ملیت انسانها در دست آنها نیست. انسانها تصمیم نمی گیرند که در کدام منطقه جغرافیایی به دنیا بیایند. انسانها تصمیم گیرنده اصلی در ارتباط با رنگ پوست یا نژاد خود نیستند. انسانها در بدو تولد به هیچ دین و آیینی تعلق ندارند و دین آنها در دوران پس از خردسالی عمدتا موروثی است.
می دانم بسیاری از حق سخن می گویند و معتقدند که مثلا اندیشه های آنان بر حق است و اندیشه مخالف خود را باطل می خوانند. اما در عرصه عمل چه تفاوتی میان آنها است؟ بسیاری از پیروان اندیشه های مختلف و متضاد درباره حقانیت اندیشه خود تفکر بسیار کرده اند و تقریبا معتقدند که دین یا آیین آنها عقلانی و بر حق است.
در چنین فضایی من ترجیح می دهم که دو رویکرد را دنبال کنم. اولا دارای نظام فلسفی باشم، نظام فلسفی که از مطالعه و اندیشه حاصل می شود. رویکرد دوم آنکه در درگیری میان اندیشه های مختلف بی طرف باشم. به عبارتی در درگیری میان آیین های مختلف، ادیان گوناگون، آداب و سنت های اقوام بی طرفی پیشه می کنم، اگرچه برخی از این اندیشه ها را خردمندانه بدانم.

همچنین ببینید

تحریف دین

تحریف دین

ظاهرا موضوعاتی مانند حجاب و تغییر شگرف حکم آن در زمان کنونی به نسبت به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *