دلایل نیاز به سنجش عقلانی تعالیم انبیا

من به عنوان یک مومن به خداوند و آیین اسلام، در بسیاری از موارد به تعالیم نقل شده از انبیا اعتماد ندارم و دلایل عقلی را برتر می دانم. در این نوشتار به بیان ریشه های چنین باوری می پردازم.
بحث اول تحریف همه ادیان و کتب انبیا است که در این نوشتار به آن نمی پردازم. در واقع در این نوشتار با فرض قطعی بودن تاریخ انبیا، شرح خواهم داد که همچنان منتقد انبیا و تعالیم آنان هستم. این بحث به ترتیب تاریخی ذکر خواهد شد.
• در تاریخ از خواب ابراهیم برای ذبح اسماعیل سخن رانده شده است. در تاریخ آمده است که ابراهیم دفعه اول خواب را از جانب شیطان دانست و باور نکرد. به عبارتی حتی خود انبیا متوجه وحی بودن یا القا شیطان بودن نمی شوند و فرق میان این دو برای خود انبیا در مواردی شاید وضوح مشخصی نداشته باشد. در واقع خواب دوم باعث شد که ابراهیم بفهمد دستور به ذبح اسماعیل داده شده است و موضوع وحیانی است و القاء شیطان نیست.
• در قران درباره داستان عذاب قوم لوط در سوره هود آیه (74) آمده است که ابراهیم به مجادله با خدا و فرستادگان او پرداخت. در واقع ابراهیم نیز حکم را با عقل خود می سنجد و طلب رحمت مورد پسند خود را می کند.
• درباره بچه دار شدن ابراهیم و زکریا در قران آمده است که وقتی بشارت بچه دار شدن را به آنها می دهند، آنها بر اساس مبانی علمی خبر را باور نمی کنند و حتی زکریا از خداوند نشانه می خواهد که به او گفته می شود که نشانه آن است که تا 3 روز نمی تواند سخن بگوید. حال بحث آن است که اگر انبیا خود همه چیز را با عقل و علم سازگار می پندارند و از انتساب هر عملی به خداوند پرهیز دارند پیروان آنان چرا باید در این امر تابع هر خرافاتی باشند و عملی بودن خرافات را به قدرت خداوند نسبت دهند؟
• قران در سوره مائده در آیه(116) مطلب عجیبی را بیان می کند. در این آیه خداوند که خود عالم به جهان و اعمال همه مخلوقات است و نیازی به پرسش از دیگران برای دانستن حقیقت ندارد از عیسی می پرسد:
أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَأُمِّیَ إِلَٰهَیْنِ مِن دُونِ اللَّهِ
آیا تو مردم را گفتی که من و مادرم را دو خدای دیگر سوای خدای عالم اختیار کنید؟

البته پاسخ عیسی طبق سخن قران عجیب است و عیسی اقرار می کند که چنین نکرده و خداوند را آگاه به غیب می داند.
به نظر من عیسی متوجه دلیل خداوند برای چنین پرسشی نشده است و درواقع خداوند می خواهد عیسی متوجه گناهی شود که در گذشته کرده و باعث شده است که چنین سخنانی در میان بخشی از مردم بیان شود.

• قران کریم در سوره مجادله آیات اول و دوم از جاهلانه بودن نظر پیامبر اسلام سخن می گوید و صریحا ذکر می کند که زنی پس از بحث با پیامبر اسلام به خداوند پناه می برد و قران نظر پیامبر در بحث با زن را جاهلانه می داند.
• تا کنون به مباحث قطعی قرانی که همگی آنها به تصریح قران بیان شده اند و از محکمات قرانی هستند پرداخته ام. در واقع تاکنون مواردی مطرح شده که حتی از متشابهات قرانی هم نیستند و صریحا و به اقرار علمای اسلام از محکمات هستند. اما در اینجا می خواهم حقیقتی مطرح شده در تاریخ را بیان کنم که توسط مسلمانان بسیار پنهان شده است. در تاریخ آمده است که پیامبر از یک وحی در ارتباط با دختران خداوند سخن راند و عملا خداوند را دارای دو دختر دانست. البته این موضوع مورد انکار علمای اسلام است، اما به لحاظ فلسفی هیچ دلیلی برای رد امکان چنین واقعه ای وجود ندارد. به نظر من نبوت نیز مانند مشاغل دیگر است همانطور که خداوند در زمین فیزیک دان و شیمیدان و تاجر قرار داده است، برای آگاهی بشر از غیب نیز نبوت را قرار داده است و همانگونه که فیزیک دان و شیمیدان و تاجر اشتباه می کنند انبیا نیز اشتباه میکنند.

همچنین ببینید

انسان دینی و سیره عقلا

انسان دینی و سیره عقلا

چندی پیش یکی از فقها(آقای علوی بروجردی) بحثی را در ارتباط با اقتصاد اسلامی مطرح …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *