دلیلی بر عدم وجود خداوند

در این نوشتار دو دلیل-که می تواند یک دلیل حساب شود- بر عدم وجود خداوند ذکر می کنم. قبل از ادامه بحث یاد آور می شوم که من اطمینان، ایمان و یقینی عمیق به وجود خداوند دارم و از این بحث بسیار موجزانه هدفی دیگر دارم که در پایان بحث ذکر خواهد شد.

 

و اما مقدمه:

همانطور که در برهان شر نیز یادآوری می شود، ما انسانها در طی حیات خود درد و رنج می کشیم و متحمل سختی هایی در طی زندگی می شویم که البته برخی بیشتر گرفتار آلام بشری هستند و برخی کمتر رنج می برند. برای ادامه بحث نیاز به مقدماتی عرفانی دارم، اما چون بحث فلسفی است آن را به گونه ای دیگر پیش می برم.

همه موجودات هوشمند-مانند انسانها و حیوانات- به غیر از خداوند(بر فرض وجود خداوند) از آلام و رنجها بهره ای دارند و در واقع همه موجودات هوشمند هم لذت و شیرینی را می چشند و هم درد و رنج را تجربه می کنند. اما خداوند چه؟

اگر خداوند موجود باشد، او تنها موجود حقیقی هوشمند است که از الام و رنج ها بهره ای ندارد. او مزه درد را نمی چشد و سرتاسر او قدرت، علم، حیات مطلق و کمال است. و اما دو چالش:

چالش نخست: چرا حقیقتی معنادار به نام خداوند وجود داشته باشد که از آلام بشری بهره ای نداشته باشد و در عین حال ما انسانها و موجودات هوشمند خدایان دیگر نباشیم؟ اگر خداوند یک حقیقت متجلی در نظام هستی است، چرا ما نیز خداوند نباشیم؟ چرا صرفا یک موجود خداوند باشد و بهره ای از درد و رنج نداشته باشد و صرفا غرق در قدرت، علم، حیات مطلق و کمال باشد و همه موجودات هوشمند دیگر از درد و رنج بهره داشته باشند و حقایق غیر هوشمند اساسا فهم و درکی نداشته باشند؟ چرا باید چند گانگی در موجودات هوشمند وجود داشته باشد؟

چالش دوم: چالش دوم که در چالش نخست به طور ضمنی مطرح شد، بحث “عدل” است. چرا همزمان با وجود خداوند که غرق در صفات خود که شامل قدرت، علم، حیات مطلق، کمال و غیره است باید موجودی پایین دست و حقیر و ضعیف اعم از موجودات هوشمند و غیر هوشمند باید وجود داشته باشد؟ در واقع باید پاسخ داد که این عدالت در نظام خلقت اساسا معنادار هست یا نه؟

این دو چالش را، که بسیار هوشمندانه و موجزانه طراحی کرده ام، برای هدفی معین در این نوشتار به رشته تحریر دراوردم. ادامه می دهم.

اساسا علت طرح بحث خداوند در ادیان و فلسفه چیست؟ ما انسانها چه نیازی داشته ایم که به بحث وجود خداوند در نظام هستی بپردازیم؟ اساسا تمامی بحث های فیلسوفان و انبیا چه طرح و منظری را دنبال می کند؟ فیلسوفان و دانشمندان علوم عقلی و نقلی در این خلقت عموما به دنبال حل مشکلات موجودات هوشمند و استفاده از علوم برای آسوده کردن و آسان کردن زندگی موجودات هوشمند هستند، دیگر چه نیازی به مبحث دشوار خداوند است؟

و اما هدف من:

ما انسانها گرفتار اذهان ضعیفی هستیم و نظام عقلی صرفا یکی از نظام های کشف حقیقت است. گاهی نظام های دیگر به کمک نظام عقلی و فلسفی می ایند و به آن بال و پری بیشتر و قویتری می دهند. یکی از این نظام ها نظام “عرفانی” یا “شهود” برای کشف حقیقت است. به عبارتی بسیاری از حقایق دور از ذهن عقلی بشر است و از طریق شهود به اذهان خطور می کند.

بازدیدها: 16

درباره‌ی صابر کثیری بیدهندی

دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف و تربیت مدرس در رشته برق- الکترونیک. علاقه مند به دین و فلسفه. saber.kasiri.b@gmail.com

همچنین ببینید

خالق و صانع

خالق و صانع

همانطور که در مطلب “خداوند و علم” نگاشتم، خالق با صانع تفاوتهایی دارد و علم …

یک نظر

  1. صابر کثیری بیدهندی

    نقد فیلسوف ایرانی بر نوشتار دلیلی بر عدم وجود خداوند و پاسخ من را می توانید در آدرس زیر بخوانید:
    https://saberkasiri.ir/%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b9%d8%af/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *