رضای خدا و من

می خواهم درباره رضای پروردگار و خودم بنویسم.
روزگاری در برابر کسی که رضا، قرب و رضوان را مانند هم می دانست قاطعانه ایستادم و گفتم نه. از علی ابن ابیطالب گفتم که در دعای کمیل او اینچنین آمده است:
صَبَرْتُ عَلَى عَذابِکَ، فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ
(ترجمه) بر عذابت شکیبایى ورزم ، ولى بر فراقت چگونه صبر کنم؟
آری، علی ابن ابیطالب، آن کسی که در معارف توحیدی شیعه بلند آوازه شده است، از خدا مقام قرب می طلبد. او ادعای عدم تحمل فراق خداوند را در دعای کمیل دارد.
و اما من در عین عشق به خداوند، در عین لذت از یاد خداوند، آنچه برایم مهم است رضای اوست. من مشتاق بهشت و نالان جهنم نیستم. من در عالم واقع، حتی برای قرب او لحظه ای نکوشیده ام و البته این شاید از گناهان بزرگ من باشد. من شیفته رضای خدا بوده ام و در بلا نیز رضای او می طلبیدم. من در زمین به بلاهایی گرفتار بوده ام، اما در شوق او آه کشیده ام.
اما در نزاع عقلانیت و حکم منسوب خدا چه باید کرد؟ ایا دین تحریف شده و منسوب خداوند، آیا قران تحریف شده و منسوب خداوند بالاتر است یا عقلانیت؟
آری من در زندگی شیفتگی و عشق عظیم خداوند را تجربه کرده ام. من در بلایای زمین رضای خداوند میبینم، اما در نظرات انسانها نسبت به خداوند و موضع گیری ضد عقلانی منسوبان دین لنگیده ام. آری من به درگاه خداوند از ضدیت با عقل ناله کرده ام و وعده کرده ام تا در قیامت کبری در برابر نظاره همه مخلوقات از حق و عقل سخن برانم و خدا را به چالش بکشم، آن خدایی که خود را در برابر او از همه انسانها عاشق تر می دانم. آری من خود را از همه انبیا و منسوبین انبیا نیز بیشتر شیفته خدا می دانم اما نمی توانم از حق عقل و عقلانیت گذشت کنم و به رضای الهی راضی شوم.

همچنین ببینید

زندگی

زندگی

در زمین مکاتب مختلفی ایجاد شده است و هریک ادعایی دارد. برخی از زندگی آزموده …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *