سوره توحید(آیات اول ودوم)

قران مجموعه ای از وحی است که به پیامبر اکرم نازل شده است و دلیلی بر حقانیت پیامبر اکرم است. اخیرا در فضای مجازی در ادامه اثبات حقانیت قران مطالبی دیده ام که نه تنها خرافات، بلکه گاهی معنای ضمنی کفرآلود دارد. در این نوشتار به یکی از این موارد اشاره می کنم. (همانطور که در نوشتاری دیگر تذکر داده ام مفاهیم توحیدی با توضیح دادن بهتر فهمیده می شوند، اما دارای اشکالات توحیدی می شوند که این بحث خارج از این نوشتار است)
در سوره توحید در آیات اول و دوم آمده است:
قُلْ هُوَ اللَّـهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّـهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾
در مباحث عده ای دیدم که می گویند اگر در آیه دوم عبارت “هوالصمد” می امد صحیح بود، اما به خاطر اعجاز اعداد در قران آیه دوم به شکل “الله الصمد” آمده است.
ادعاهای عددی که به عنوان اعجاز مطرح شده اند عملا نتایج مشاهده های تجربی هستند. مثلا شیعه که قایل به امامت 15 نفر است(ابراهیم خلیل، پیامبر اسلام، علی، فاطمه، و 11 امام دیگر) باید اثبات کند چرا 12 بار آمدن کلمه امام یا ائمه(7 بار امام، 5 بار ائمه) در قران معجزه است و چرا نباید در قران 15 بار کلمه امام بیاید. اصلا چرا 7 بار مفرد و 5 بار جمع باید بیاید؟ به عبارت دیگر مدعیان برای اثبات معجزه اعداد در قران باید عملا تمامی اعداد را بشناسند و اثبات کنند که هر کلمه ای باید چند بار در قران بیاید. مدعیان حساب ابجد اساسا باید درستی محاسبات ابجد را اثبات کنند و محاسبات ابجد را درباره کل قران انجام دهند و نظم را اثبات کنند و چند پدیده تصادفی اثبات نیست(من نه در مقام انکار هستم و نه در مقام اثبات). به علاوه مدعیان بگویند معنا و مفهوم در برابر معجزات اعداد در چه جایگاهی قرار دارد و ایا کسانی که از معجزات اعداد در قران سخن می گویند، به دلیل استیصال از اثبات معنای عمیق آیات قران به این امر روی آورده اند؟
اما بحث این نوشتار بحثی عقلانی است و در این نوشتار مدعی هستم که “هوالصمد” با “الله الصمد” تفاوت معنایی دارد.
اولین نکته ای که متذکر می شوم آن است که آیات قران از یکدیگر استقلال نسبی دارند، اگرچه گاهی معنای یکدیگر را کامل می کنند. برای ارتباط دو آیه مستقل باید قرینه داشته باشیم. مثلا دو آیه زیر را در نظر بگیرید:
فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ ﴿٤﴾ الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ﴿٥﴾
در اینجا برای اتصال دو آیه مجزای قران به لحاظ معنا از کلمه “الذین” استفاده کرده است و البته در ایه(6) نیز باردیگر کلمه “الذین” آمده است. به عبارتی در اینجا آیه(5) سوره ماعون تکمیل کننده آیه(4) سوره ماعون است و آیه(4) سوره ماعون بدون ایات بعدی دارای معنایی غلط می شود. این امر به دلیل کلمه “الذین” است. اما همواره چنین نیست، مثل بسیاری دیگر از ایات متوالی قران که دارای کلمه ربط دهنده به یکدیگر نیستند.
و اما بحث درباره عبارت “الله الصمد”
قبل از شروع بحث یک نکته منطقی را تذکر می دهم. ذکر “الحمدالله” را در نظر بگیرید. در این ذکر در ترجمه می گوییم “ستایش مخصوص خدا است”. به عبارتی مثلا توجهی به صفات خداوند در این ذکر نشده است. ستایش مخصوص خداوند است مستقل از سایر صفات وعقاید درباره خداوند. در این ذکر خداوند به صورت عام ستایش می شود. حال به آیه “الحمدالله رب العالمین” توجه کنید. در این آیه عملا به صفت “رب العالمین” توجه شده است و ستایش مخصوص خداوندی است که “رب العالمین” است و در مقام سخن عملا ستایش محدود و مخصوص خدایی است که پروردگار عالمیان است و ذکر دارای توجه به صفت “رب العالمین” است و خداوند به صورت عام ستایش نشده است و ستایش خداوند به واسطه “رب العالمین” بودن او صورت گرفته است. شاید فهم این مطالب نیازمند درک فلسفی از “خداوند” و اعتقاد مومنین نسبت به آنچه خداوند می نامند، باشد.
بحث درباره عبارت “الله الصمد” ساده تر است.
ابتدا توجه کنید که عبارت “الله الصمد” یک آیه مستقل است و هیچ کلمه یا نشانه ای مستقیمی مبنی بر ربط آن به آیه(1) سوره توحید وجود ندارد. البته هر دو آیه در یک سوره و هر دو آیه در قران ذکر شده اند. اما به هر صورت دو آیه مجزا هستند و دارای استقلال از یکدیگر هستند و دارای کلمه رابط یا قرینه ارتباطی نیستند.
در ترجمه می گوییم خداوند صمد است، به طور ضمنی یعنی خداوند مستقل از سایر صفات دیگرش “صمد” است. به عبارت دیگر صفت “صمد” خداوند لازم یا ملزوم دیگر صفات خداوند نیست. مثلا صفت “صمد” از صفت “عالم” یا صفت “قادر” یا صفت “حکیم” مستقل است. اگر(برفرض محال) صفت “صمد” مثلا به صفت “قادر” ربط می داشت، آنگاه هر موجود “قادر” باید “صمد” باشد. یعنی اعتقاد به قادر بودن خداوند برای کسی که صفت “صمد” را وابسته به صفت “قادر” بداند، الزام به اعتقاد به صفت “صمد” می آورد و مثلا صفت “صمد” برای خداوند در صورتی اثبات می شود که صفت “قادر” برای خداوند اثبات شود. به عبارتی صفت “صمد” در طول صفت “قادر” قرار می گرفت.
حال اگر عبارت “هو الصمد” در آیه دوم آمده بود وضعیت به چگونه بود؟ در این صورت آیه(2) با کلمه “هو” به آیه اول وابسته می شد. در این صورت “هو” به کلمه “الله” در آیه اول اشاره می کرد. این اشاره دو نتیجه منطقی به همراه دارد.
نکته اول آنکه در آیه اول به خداوندی اشاره شده است که “احد” است. وابسته کردن آیه دوم به آیه اول به این معنا است که خداوند در صورت “احد” بودن، “صمد” است. به عبارت دیگر خداوند به شرطی “صمد” است که “احد” باشد وصفت “صمد” در طول صفت “احد” است. این نکته با توجه به نکته دوم(که در ادامه ذکرمی شود) عملا حالتی کفر گونه به خود می گیرد.
نکته دوم آن است که آیه اول دارای کلمه “قل” است. اگرچه در برخی سوره های قران ابتدا “قل” آمده است، اما کلمه “قل” در برخی سوره ها در آیات میانی آمده است. در هر صورت آیه(1) سوره توحید از آیه(2) سوره توحید مستقل است و برای ارتباط معنایی باید قرینه یافت. حال اگر عبارت “هو الصمد” در ایه دوم می آمد، “هو” به آیه اول ارجاع داده می شد و آیه اول می گوید “بگو او خداوند احد است”. یعنی آیه اول نمی گوید “خداوند احد است” بلکه دارای کلمه “قل” است. در صورت ارجاع صفت “صمد” به آیه اول عملا( علاوه بر نکته اول، وابسته کردن صفت صمد به صفت احد) کلمه “قل” به آیه دوم انتقال داده می شد و آیه دوم به این شکل در می آمد:”قل الله الصمد” یا “قل هوالله الصمد” و این نوعی کفر است. برای تازه آشنایان به مفاهیم توحیدی می گویم که عباراتی مانند “خداوند ان شاءالله قادر است” نوعی معنای کفر آلود به همراه دارد.
نکته سوم در ارتباط با آیه اول آن است که در آیه اول ضمیر “هو” آمده است. دلیل این ضمیر “هو” بر من معلوم نیست. آیا صرفا بحث دستور زبان عربی در کار است یا رازی در میان است؟ به عبارتی چرا آیه اول این چنین نیست؟ “الله احدٌ”؟

بازدیدها: 19

درباره‌ی صابر کثیری بیدهندی

دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف و تربیت مدرس در رشته برق- الکترونیک. علاقه مند به دین و فلسفه. saber.kasiri.b@gmail.com

همچنین ببینید

لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ

لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ

در این نوشتار درباره آیه(3) سوره توحید می نگارم. لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿٣﴾ نه …

یک نظر

  1. سلام خوشحال شدم ديدم يه نفر ديگه هم داره قرآن رو كنكاش ميكنه، همه بديهيات عاميانه رو گفتي و در آخر يكي از بديهيات خاص دل مومنين برات جاي سوال داشت. چطور ميتونم عطر گل سرخ رو برات بنويسم يا نقاشيش كنم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *