شفاعت و عدالت

یکی از مسایل دینی، شفاعت افراد از یکدیگر در برزخ است. برخی ممکن است بگویند “شفاعت” با عدالت خدا در تناقض است. برای پاسخ به این اشکال سه نکته را بیان می کنم.
• دلیل وجود شفاعت آن است که مخلوقات از یکدیگر با نظر شفقت و مهربانی به صورت عاقلانه حمایت کنند و به واسطه این شفقت و مهربانی که بروز داده می شود رشد کنند. در واقع اساس نظام خلقت آثار اعمال است و درخواست رحمت برای یکدیگر، آنگاه که از منظر عقلی قابل توجیه باشد، باعث رشد مخلوقات و انسان ها می شود.
• حقیقت آن است که عدالت خداوند به صورت لحظه ای قابل درک نیست و در بازه زمانی مناسب این عدالت رخ می دهد. مثلا انسانها در زمین عدالت را نمی بینند، اما اگر بازه زمانی را به قبل از زمین و بعد از زمین گسترش بدهیم، عدالت قابل درک است. به عبارتی عدالت دربازه زمانی رخ می دهد و تجلی پیدا می کند. در شفاعت نیز، بعد از گذشت زمان، خداوند عدالت را با اعمال رحمت به کسانی که از شفاعت به صورت ظالمانه محروم شده اند، اعمال می کند. به عبارتی شفاعت ها بعد از گذشت زمان و بر اساس فعل خداوند نسبت به سایرین عادلانه می شود.
• همچنین شفاعت صرفا به گروه خاصی از انسانها همچون انبیا و منتسبین انبیا تعلق ندارد. انسان های بسیاری، که دارای اعمال نیکو و شایسته جهت شفاعت هستند، در برزخ دارای اختیار شفاعت هستند که متاسفانه هر فرقه ای افراد خاصی را به عنوان شفیعان در عالم معنا تبلیغ می کند که صرفا از اوهام آنها نتیجه شده است و ربطی به خداوند و شفاعت حقیقی ندارد.

همچنین ببینید

واجب الوجود

واجب الوجود

یکی از اشکالاتی که برخی خداباوران با آن دست و پنجه نرم می کنند آن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *