شهادتین

در این نوشتار در پی آن هستم تا درباره شهادتین بنویسم. در ادامه واضح تر خواهد شد که آنچه می نویسم، شهادتین از منظر و باور من است. همانطور که قبلا نیز اشاره کردم، انسانها می توانند معرفت دینی متفاوت داشته باشند و این نوشتار معرفت دینی من از شهادتین در زمان کنونی است.
أشْهَدُ أنْ لا الهَ الاّ الله: شهادت می دهم که الهی جز الله نیست.
“اله” در نظر من آن احدی است که “باید” او را پرستید و نام او الله است. علت اینکه نام او را الله می گذارم آن است که برای نسبت دادن به او نیازمند اسم هستم و این مساله در شهادت دوم مشخص تر است.
شاید کسی یک “بت” را که خود تراشیده است شایسته پرستش بداند. چنین فردی الزاما در شهادت نخست با من فرق چندانی ندارد. البته منظور از “شهادت” با منظور از “شناخت” متفاوت است و اسلام برای مسلمان شدن از شهادتین سخن گفته است.
هر فردی دارای شناختی از “اله” است. مثلا به نظر من حسین ابن علی از “اله” همان “معبود” را یاد می کرد. توجه کنید که هر دو کلمه عربی و دارای مفهوم و معنایی جداگانه در نظر من هستند. حسین ابن علی در عاشورا “اله” را “معبود” دانست و به عبودیت مشغول شد تا جاییکه که در هنگام نبرد و تیرانداختن دشمن دست از عبودیت خود به شکل نماز برنداشت و به حق “اباعبدالله” نامیده شد.
من گرچه عبادت را برای تعالی مخلوق لازم می بینم و حتی به باور من “سنت الهی” همه مخلوقات را به عبادت وادار می کند. آنچه میان حسین ابن علی و بقیه متمایز است، آگاهی او به حق عبودیت الهی است.
برای روشن شدن مطلب می گویم که در نظر من کار حسین ابن علی کاری شایسته و درست نبود. به عبارت دیگر من با نظر به حسین ابن علی در عاشورا در عبادت او “پرستش” نمی بینم. او آن می کرد که از آن لذتی وافر می برد. نماز او و یارانش به آنان شوق به خدا می داد و در واقع آنان برای اشتیاق خود در هنگام نبرد به نماز مشغول شدند. در نظر من عالی ترین مرتبه پرستش که نماد آن در عالم “رویا” یا “خواب” به صورت “سجده” است، تسلیم در برابر خداوند و سربریدن خواسته های خود در صورت امر الهی است. من در میان انبیا و امامان بالاترین مرتبه پرستش را برای ابراهیم خلیل قائل هستم. البته بالاترین مرتبه عبودیت را برای حسین ابن علی قائل هستم.
نگارنده به هیچ عنوان مدعی پرستش صحیح خداوند از سوی خود و یا برتری نظر خود نسبت به نظر حسین ابن علی و یارانش نیست. امید است که این نوشتار ما را به فکر فرو ببرد که واقعا منظور راستین هرکدام از ما از شهادت نخست در اسلام چیست. همچنین به نظر نگارنده نظر هر امام و نبی در باره “اله” با دیگری ممکن است تفاوتهایی ریز یا درشت داشته باشد.
أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّه: شهادت می دهم که محمد فرستاده الله است.
نامیدن “اله” با کلمه “الله” که در شهادت نخست به آن اشاره کردم، امری سودمند، نافع و البته لازم نیز هست. خداوند در عالم حضور دارد و برای درک حضور او نیازمند نامگذاری برای او هستیم. البته این امر منافاتی با “اصیل” بودن نام های پروردگار و از جمله نام “الله” ندارد. اینکه مقصود من از اصالت اسامی خداوند در این نوشتار چیست، خارج از بحث من درباره شهادتین است.
در شهادت دوم من اقرار می کنم که فردی که به گواهی تاریخ نام او محمد ابن عبدالله ابن عبدالمطلب بوده است، از جانب “الله” به سوی ما فرستاده شده است. منظور من از فرستاده شدن یعنی کتابی به نام قران را از سوی الله آورده است. مقصود من از قران نیز همان قران به مفهوم عرف عام یا مشهور است. البته من منکر آن نیستم که پیامبر از سوی خداوند پیام های دیگری نیز آورده باشد. همچنین منکر کم شدن و از بین رفتن ایاتی از قران هم نیستم. به عبارت دیگر نه انکار می کنم و نه ادعایی در این زمینه در زمان فعلی دارم.

با توجه به برخی فهم ها باید بگویم از منظر من کلمه پرستش یک کلمه فارسی است و معادل عربی ندارد و من ان را به مقام الوهیت نسبت دادم. کلمه عبادت به معنی پرستش به طور دقیق نیست و کسی که عبادت می شود معبود نام دارد و میان معبود و اله که هر دو عربی هستند تفاوت وجود دارد.

مناسب است اشاره ای به شهادت اول از منظر علی ابن ابیطالب بکنم.
به گواهی تاریخ علی ابن ابیطالب بسیار پیرو حق بود و پیامبر اسلام درباره او گفت: علی مع الحق والحق مع علی.
به عبارت دیگر علی ابن ابیطالب در ارتباط با خداوند پیرو حق است. بحث را به تفکر خوانندگان واگذار می کنم.

بازدیدها: 5

درباره‌ی صابر کثیری بیدهندی

دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف و تربیت مدرس در رشته برق- الکترونیک. علاقه مند به دین و فلسفه. saber.kasiri.b@gmail.com

همچنین ببینید

دفاع از فهم عرفی

دفاع از فهم عرفی

اخیرا در برخی مباحثات، گروهی حملات خود را متوجه شناخت عامه مردم و به قول …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *