عدل الهی

بحث های کلامی با بحث جبرو اختیار در میان مسلمین سالها پس از رحلت پیامبر آغاز شد. این بحث ها به بحث عدل الهی نیز کشیده شد و عملا دو نظر عمده از این بحث ها درباره عدل الهی بیرون کشیده شد.
نظر اشعری: اصالت عقل را نمی پذیرد و آن کاری را که خداوند انجام می دهد را عادلانه می داند اگرچه عقل انسانها آن را ظالمانه بداند.
نظر معتزله: عقل را محور می داند و خداوند را موظف به اجرای منویات عقلی می داند.
البته شیعه در عمل از معتزله حمایت کرد ولی به نظر من با طرح بحث انسان در طول خدا است و خداوند نه عادل است و نه ظالم عملا به هذیان گویی افتاد.

نظر من درباره نسبت عقل و خداوند:
خداوند عقل را به گونه ای آفریده است که در صورت عدم اشتباه می تواند افعال عادلانه را تشخیص دهد. در واقع عقل با شناخت افعال ظالمانه از انتساب آنها به خداوند پرهیز می کند. البته مشکل اینجاست که عقل اشتباه می کند.

نکته ای که خارج از بحث لازم می دانم اضافه کنم آن است که انسانها موظف به اطاعت از عقل خود هستند و با جملاتی چون عقل اشتباه می کند نمی توانند عقل را کنار گذاشته و دنباله رو نصوص دینی باشند. برای فهم این نکته این مثال کافی است که چنین استدلالی را یک بت پرست نیز می تواند بیاورد.

همچنین ببینید

خداوند و محال عقلی

خداوند و محال عقلی

در این نوشتار به بحث درباره قدرت خداوند و محال عقلی می پردازم. این مبحث …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *