عقل جزیی و عقل کلی

آقای مصطفی ملکیان در ویدئویی که گذاشته ام، دو ادعا را در برابر مدعیان بی ارزشی عقل جزء نگر یا همان عقل استدلال گر ما انسان ها مطرح کرد و بر یکی پافشاری کرد.
اول آنکه اگر ما انسان ها صرفا به عقل جزء نگر مجهز باشیم، باید عقل کل نگر را با استفاده از عقل جزء نگر اثبات کنیم. ایشان بر این ادعا پافشاری کرد.
دومین ادعای آقای ملکیان آن بود که مدعیان دو عنوان عقل جزء نگر و عقل کل نگر قبل از اثبات عقل کل نگر که باید با استدلال و منطق صورت بگیرد، عملا عقل جزء نگر خویش را و استدلال های خود را بی ارزش دانسته اند و برای آن به خیال خود عنوان عقل جزء نگر را برگزیده اند و به آن توهین معرفتی کرده اند. برای فهم عمق این موضوع به یکی از مباحث دنیای امروز علم و تکنولوژی یا مبحث “اندازه گیری” خواهم پرداخت.
“اندازه گیری” را از آن رو مطرح می کنم که ارزش عقل جزء نگر کم دانسته شده است. با مثالی نشان خواهم داد که چیزی که دقت اندازه گیری آن کم است، عملا نتیجه یا باور درستی “با ارزش تر” از دقت خود نمی تواند تولید کند. به عبارتی شاید بالاترین معرفت در نزد انسانها از نظر “ارزش درستی” با عقل استدلال گر به دست می اید. “ارزش درستی” با خود “درستی” متفاوت است. مثلا جادوگری را در نظر بگیرید که گاهی و فقط گاهی پیشگویی های او درست است. اگر او بگوید در روزی خاص باران خواهد بارید، “ارزش درستی” این سخن عملا کم است، اگرچه واقعا در همان روز خاص باران ببارد و سخن آن جادوگر درست باشد.
یک دستگاه دیجیتال اندازه گیری ضربان قلب یا فشار خون را در نظر بگیرید. این دستگاه برای اندازه گیری ضربان قلب نیازمند دانش خاصی و تکنولوژی خاصی است. فرض کنیم که، در عمل، اندازه گیری فشار خون با توجه به دقت دانش به کار رفته و تکنولوژی به کار رفته صرفا در حد یک رقم پس از ممیز باشد، مثل 12.3. ایا این ادعا که فشار خون 12.3 با فشار خون 12.30 به یک معنا نیست(و در واقع هم از نظر علم اندازه گیری به یک معنا نیست) می توان مثلا در نمایشگر عدد 12.3759 را نشان داد؟ به عبارتی این عدد دارای ارقامی بی معنا است، زیرا دقت اندازه گیری در حد یک رقم پس از ممیز است. رقم های 7، 5 و 9 عملا بی معنا هستند و “ارزش اندازه گیری” ندارند.
بی معنایی از نظر منطق در جایی به کار می رود که قادر به بیان صدق یا کذب مطلب نباشیم. اینجاست که در منطق جدید بین جمله و گزاره فرق می گذارند. جملات گاهی -مثل جملات خود ستیز- دارای ارزش صدق یا کذب نیستند و لذا جملات لزوما گزاره نیستند.
کسانی که عقل جزءنگر یا عقل سنجشگر و استدلال گر انسان ها را بی اعتبار می دانند، عملا همه گفته های بر آمده از عقل خود را، از جمله ادعای بی اعتباری عقل سنجشگر خود را، بی ارزش دانسته اند. این ادعا عملا نوعی ادعایی خودستیز است و فاقد ارزش صدق یا کذب است.

بازدیدها: 11

درباره‌ی صابر کثیری بیدهندی

دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف و تربیت مدرس در رشته برق- الکترونیک. علاقه مند به دین و فلسفه. saber.kasiri.b@gmail.com

همچنین ببینید

خالق و صانع

خالق و صانع

همانطور که در مطلب “خداوند و علم” نگاشتم، خالق با صانع تفاوتهایی دارد و علم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *