علم نافع

بحثی تحت عنوان “علم نافع” در میان جامعه ما مطرح است. مثلا برخی بحث هایی تحت عنوان “حکمت به من چه” و زمان اندک انسانها در زمین مطرح کرده اند.
واقعیت آن است که از نظر من کسانی که چنین مباحثی را به پیش می کشند، همچون سقراط توجه عمیقی به “زندگی آزموده” دارند و از معرفت برای زیستن بهره می گیرند. اما در نظر من دلیل دیگری برای جویایی معرفت و دانش وجود دارد و آن اندیشه ارسطو است، “حیرت”.
در واقع بسیاری از موضوعات برای من به واسطه حیرت مطرح است و من را چون درویشان حیران به دنبال پاسخ می کشاند.
من معرفت را از منظری به سه دسته تقسیم می کنم.
برخی معارف از جنس “تحققی” هستند. اینها دانش و معارفی هستند که در زمین ابطال پذیرند، می توان آنها را سنجید و فلاسفه پوزیتیویست به این معرفتها دلگرم هستند.
برخی معرفت ها “تحققی” نیستند، اما در زمره نظام “هست ها” قرار دارند، مانند حقایق برزخ، حقایق کتب دینی و غیره، البته از منظر باورمندان.
اما معرفت سومی هم وجود دارد و من به آن علاقه مندم و در آن حیران ام. معارفی که در زمره نظام “هست ها” نیستند. چنین معارفی اساسا وجود ندارند اما می توانند چالش برانگیز باشند. مثلا جهان ممکنی که در آن هندسه فضا به گونه ای باشد که کره زمین از سوراخ سوزن عبور کند، یا چند خدایی و نحوه ارتباط چند خدا با یکدیگر در نظام باورمندان ادیان ابراهیمی.

همچنین ببینید

اول ماه قمری

اول ماه قمری

در این نوشتار درباره حجیت دانش نجومی در تشخیص اول ماه و برتری حجیت دانش …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *