فرازی از دعای کمیل

در این پست به یک عبارت از دعای کمیل می پردازم. البته لازم به یادآوری است که توجه به اینکه من نیز انسان هستم، اشتباه در من هم راه دارد. احتمال اشتباه در سایر مطالب من نیز وجود دارد.
دعا با حاحت طلبیدن و در یک کلمه “سوال” فرق دارد، اگر چه تشابه هایی دارند و الزاما جدا از هم نیستند.
یکی از نتایج دعا می تواند شناخت خداوند باشد. به عبارت دیگر در دعا انسان ها تلاش می کنند که کلمات مناسب و شایسته برای توصیف درگاه الهی از منظر خود به کار ببرند و این تلاش برای بیان دعا باعث معرفت انسانها به خداوند می شود. از سویی در مذهب شیعه، مومنین از اختراع دعا منع شده اند و آنها سفارش به استفاده از دعاهای ماثوره شده اند. این مطلب به این دلیل نیست که دعا کردن باید همواره به شکل تقلید وار صورت بگیرد که این فهم با فلسفه و معنای دعا در تعارض است. دعا از درون انسان ها شکل می گیرد و ارتباط انسان با خدا است و دریچه مناجات با خداوند است. آنچه پسندیده نیست آن است که مومنین دعای خود را به عنوان معرفت یا عرفان صحیح تلقی کنند. تدبر در دعاهای ماثوره به انسان معرفت نسبت به خداوند می دهد و او را عارف می گرداند. یکی از دعاهای ماثوره “دعای کمیل” است که دارای مضامین عرفانی عمیق است و به باور من چکیده های عرفان علی ابن ابیطالب را در آن می توان یافت.
برای توضیح یادآوری می کنم که اختراع دعا را ناپسندیده دانسته اند، اما دعای کمیل چه ویژگی های دارد که تدبر در آن و خواندن آن به صورت تکراری سودمند است؟
علی ابن ابیطالب ادیب است اهل دقت در کلام است و به باور شیعه امام است و تا جایی که خداوند اراده کرده است سخن بی جهت نمی گوید.
برخی ادعا کرده اند که انبیا و امامان صرفا برای هدایت دیگران دعاها را به مردم آموخته اند. اینان از نیاز انبیا و امامان به هدایت سخن نمی گویند و در یک کلام از غلات هستند. حتی در احادیث از این مطلب که علم امامان نیز در حال زیاد شدن است سخن به میان آمده است. مثلا در اصول کافی جلد(1) صفحه 374 امده است:
امام صادق می قرمود: اگر علم ما افزلیش نیابد بی علم می مانیم.
در ادامه این حدیث، روایات دیگری هم راجع به اینکه علم امام افزایش می یابد امده است.
امامان به آنچه می گویند باور دارند و راستگو هستند و برای هدایت مردم به غش روی نمی اورند. البته به قدر توان خود و نیاز دقیق سخن می گویند.
در فرازی از دعای کمیل آمده است:
“اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ”
“خدايا! بيامرز برايم گناهانى را كه نعمتها را دگرگون میسازند”
قبل از شروع بحث نکته ای دیگر را یادآور شوم.
گاهی دعا برای موارد خاص صورت می گیرد. مثلا شخصی برای دریافت حاجت مشخصی دعای مشخصی می کند. این طرز دعا به صورت همواره و به صورت تکراری و برای همه مومنین شایسته نیست. اما دعای کمیل به صورت تکراری و برای همه مومنین سودمند است.
با این مقدمه و اینکه همه خوانندگان دعای کمیل از جمله علی ابن ابیطالب این جمله را می گویند و عمل لغو نیز عقلانی و پسندیده نیست و علی ابن ابیطالب خود در این میدان مدعی است. یعنی ادیب است و اهل لغو نیست، به معنای این جمله توجه کنید.
مومنین با گفتن این دعا به طور ضمنی خود را در معرض گناهانی می بینند که نعمت ها را دگرگون می سازند. مومن در دعای کمیل به طور ضمنی از چنین گناهانی تبری می جوید و آنها را ناپسند میداند. اما از سوی دیگر می گوید که این گناهان “تغیر انعم” هستند، یعنی نعمت ها را تغییر می دهند. به بیانی دیگر نعمتی از دست می رود و نعمتی دیگر جایگزین می شود. البته برای نعمت دوم شکر لازم است اما از گناه هم باید تبری جست. این دعا هیچ اشاره ای به این که نعمت دوم بهتر است یا بدتر است ندارد و شاید مومنین پس از گرفتاری در بلای ناشی از گناه از نعمت دوم راضی تر و خشنود تر نیز باشند.

بازدیدها: 25

درباره‌ی صابر کثیری بیدهندی

دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف و تربیت مدرس در رشته برق- الکترونیک. علاقه مند به دین و فلسفه. saber.kasiri.b@gmail.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *