مشرک

ادعاهایی در جامعه مذهبی درباره کافران و نجاست آنان وجود دارد. در این نوشتار به بخشی از آیه(28) سوره توبه خواهم پرداخت. در این آیه عبارت زیر آمده است:
إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ(همانا مشرکین نجس و پلیدند.)
من به طور کلی دو نکته را ذکر می کنم.
اول: مشرک با کافر متفاوت است. مشرک کسی است که به وجود خداوند اعتقاد دارد اما مثلا یک چوب تراشیده(بت) را شریک خداوند می داند و بت یا چوب تراشیده را می پرستد. ممکن است به جای چوب تراشیده مثلا علی ابن ابیطالب(اهل غلو) را شریک خداوند بداند و همه اینها مشرکند. به عبارتی اگر در این آیه مقصود کافر یا ملحد به وجود هر خدایی مطرح بود باید کلمه کافر ذکر می شد و حتما مقصود و منظوری در به کار بردن کلمه مشرک وجود دارد.
دوم: قبل از بحث دوم نکته ای را ذکر می کنم. فرض کنید یک ایرانی در حین صحبت با یک انگلیسی زبان و به زبان انگلیسی بشنود: “چیز”. طبیعی است که در اینجا “چیز” به معنای “شیء” نیست، بلکه به معنای “پنیر” است.
حال به بحث بازگردیم. کسانی که قران را با دقت می خوانند، احتمالا متوجه شده اند که کلمه “نجس” در قران یکبار به کار رفته و آن هم در همین آیه مورد بحث است. برای موارد دیگر که در فقه از آنها به “نجس العین” یاد می شود، در قران از عباراتی چون “حَرَّمَ”، “حُرِّمَتْ”، “أُحِلَّ” استفاده شده است. به عبارتی برای مثلا مردار، خون، گوشت خوک کلماتی چون “حرام کرد” و “حلال کرد” استفاده شده است. جالب است که در قران برای خوردن حرام اعلام شده اند. به عبارتی معنای کلمه “نجس” در قران و در آیه(28) سوره توبه با معنای “نجس” در عبارت “نجس العین” رساله های عملیه متفاوت است.

همچنین ببینید

گالیله و کلیسا

گالیله و کلیسا

و اما باور من درباره گالیله و نزاع او با کلیسا، در ابتدا اقرار می …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *