منابع مشروع تصمیم گیری از منظر فلسفی

گاهی انسانهای متفاوت تصمیماتی مغایر یکدیگر اتخاذ می کنند و همگی خود را بر حق دانسته و تصمیم های دیگر را شاید ناحق بدانند. دلیل این امر، به نظر من، وجود چند منبع مشروع تصمیم گیری است.
چهار منبع مشروع را برای اتخاذ تصمیم صحیح می شناسم که آنها را ابتدا نام برده و سپس توضیح می دهم.
1- عقل
2- فطرت
3- وجدان
4- نفس(از منظر دینی: نفس امّاره و نفس لوامه)
از مورد 4 شروع به توضیح مقصود خویش می کنم.

نفس:
نفس “بدی و خوبی” را بر اساس باورهای ما در طول زندگی نشان می دهد. مثلا ممکن است نفس از عقاید اباء و اجداد در دوران خردسالی دفاع کند، اگرچه بعدها با مواجه شدن با عقل از آن تبری بجوید. مثلا یک کودک ممکن است گاو پرستی را عملی صحیح بداند. البته ممکن است یک فرد بزرگسال، که هنوز(آگاهانه یا ناآگاهانه) تصمیم نگرفته است از قوای دیگر جهت اندیشه و تصمیم بهره بگیرد، نیز بر اساس تحلیل “نفس”، “گاوپرستی” را عملی نیکو بداند.

وجدان:
وجدان هنجارهایی را که انسان با اندیشه درست یافته است، در انسان رشد می دهد و می کوشد انسان را به سمت اخلاق هنجاری ببرد. برای درک تفاوت نحوه عملکرد وجدان و نفس باید بگویم که محصول وجدان می تواند اخلاق فلسفی باشد در حالیکه محصول نفس می تواند اخلاق دینی یا اخلاق موروثی فرهنگ جامعه باشد. اینکه وجدان چه فرقی با عقل دارد، در بخش عقل روشن می شود. همچنین باید متذکر شوم که “وجدان” در اجتماع خود را بروز می دهد در حالیکه “نفس” اینطور نیست.

فطرت:
فطرت در انسان ها منادی و فریاد زننده عدالت است. اصل “عدالت” انسان را گاهی به سمت و سوی تصمیماتی مغایر با نفس و وجدان می برد. برای مثال یک انسان پان ترکیست(صرفا مثال است) را در نظر بگیرید که بر اساس بینش ناشی از نفس و وجدان، تا کنون، طرفدار صرفا حقوق ترک ها بوده است. حال با یک جرقه در اندیشه، اوبه فکر فرو می رود و با خود می اندیشد که یک ترک چه فرقی با یک کرد یا با یک فارس دارد؟ و آنگاه ممکن است بر علیه باورهای پیشین خود به میدان اید و عدالت را بر گزیند. اینجا نقش فطرت پررنگ است.

قبل از ورود به نقش “عقل” باید یادآور شوم که همه منابع چهار گانه از اندیشه و ذهن کمک می گیرند و من در اینجا “عقل” را در زبان فارسی یا “حکمت” را در زبان عربی منظور دارم.

عقل:
عقل متفاوت از منابع مشروع دیگر عمل می کند. عقل ممکن است گاهی ظلم را بپسندد و از این رو خلاف فطرت عمل می کند. برای مثال، ممکن است انسانی در یک موقعیت خاص حقوق خویش را پایمال کند و تصمیمی خاص که آن را عاقلانه یا حکیمانه می داند برگزیند. ممکن است در شرایطی خاص وجدان یا اخلاق هنجاری همزمان چند تصمیم متناقص را درست بداند و نتواند تصمیم واحدی اتخاذ کند. در اینجا عقل می تواند نقش یک مصالحه گر یا سازش گر را بر عهده گیرد و تصمیمی واحد بر گزیند که ممکن است با تمام تصمیمات وجدانی متفاوت باشد. همچنین عقل در یک طوفان اندیشه در ذهن انسان ها می تواند آنان را از باورهای موروثی بیزار کند و لذا انسان ها ممکن است برعلیه نفس اقدام کنند و البته نفس در آینده به گونه ای دیگر عمل می کند که در ادامه توضیح می دهم.

طبیعی است که هر تصمیم ناشی از یکی از منابع مشروع، شاکله نفس یا وجدان یا فطرت را می تواند به طور کلی یا جزیی تغییر دهد.

همچنین ببینید

نکاتی درباره داستان ابراهیم خلیل

نکاتی درباره داستان ابراهیم خلیل

در ارتباط با داستان ابراهیم خلیل با سه پدیده مواجه هستیم. • معقول بودن خدای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *