مینیمم تبیین

یکی از راه های استدلال در فلسفه که به شدت در علوم مختلف مانند فیزیک، زیست، عصب شناسی و غیره مورد استفاده است، مینیمم تبیین است. این طریق معتقد است که استدلالی که کمترین پیچیدگی را دارد و ساده تر مساله را کامل توضیح می دهد بهترین استدلال است. به واقع هیچ فیزیکدانی نمی تواند ادعا کند که جهان فیزیکی دارای خالق نیست، بلکه می گویند بیانی وجود دارد که کل پروسه ایجاد جهان فیزیکی را بدون خداوند توضیح می دهد و لذا نیازی به پذیرش خداوند نداریم. یا مثلا در توجیه عدم باور به روح می گویند توضیحی وجود دارد که تمام رفتارهای انسان را بیان و تبیین می کند و لذا نیازی به پذیرش وجود روح نیست. در این باره دو نکته را بیان می کنم.
• از منظر خداباوری مانند من، خداوند تمام امور جهان را بر اساس نظام علمی پیش می برد. مثلا فرض کنید کسی مرده است و خداوند می خواهد کاری کند که او به زندگی دنیوی باز گردد. تمام پروسه از طریق نظام علمی صورت می پذیرد و هیچ عمل غیر علمی انجام نمی شود و البته علم امروز بشر ناقص است. در نظام قرانی خداوند حکیم است و اعمال خداوند در چارچوب سنت الهی صورت می گیرد که تغییر ناپذیر و از پیش تعیین شده است.
• مثالی می زنم تا ضعف مینیمم تبیین یا ساده ترین توضیح مشخص شود. فرض کنید تلویزیون در حال نشان دادن بخش خبری است. فرض کنید که خبر در نیویورک از طریق فرستنده به ایران فرستاده می شود و یک دانشمند در ایران در حال مشاهده برنامه خبری است. مینیمم تبیین می گوید که صرفا تلویزیون وجود دارد و این تلویزیون قادر است تصاویر مختلفی را نشان دهد و انکار می کند که اشخاصی در چند هزار کیلومتر آن طرفتر در حال اجرای برنامه و پخش آن از طریق فرستنده هستند. در واقع از منظر درست تلویزیون صرفا یک واسطه است، اما دانشمند معتقد به مینیمم تبیین می گوید همه حقیقت در تلویزیون است. در مورد روح نیز بر این باورم که ساحت بدن و مغز واسطه ای برای زندگی است.

خرافات و عدم پذیرش حق هر دو زیانبارند.

همچنین ببینید

مصلحت ستیزی علی

مصلحت ستیزی علی

در نوشتاری دیگر از مصلحت سنجی ابابکر در صدر اسلام و اینکه یگانه قانون طلایی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *