نامه من به سید کمال حیدری

در تاریخ 30 مهرماه 1399 نامه ای خطاب به سید کمال حیدری نگاشتم. علت نگارش این نامه آگاهی از هجمه برخی طلبه ها و فقها علیه ایشان بود. متن نامه در ادامه می آید.

باسمه تعالی
اخیرا از هجمه ها علیه آقای سید کمال حیدری آگاه شدم. ابتدا بگویم که از هجمه ها هیچ نمی دانستم. این نامه خطاب به شماست آقای سید کمال حیدری.
در نماز ظاهر این نامه نیز لکه ننگی بر شماست و در نماز باطن اهل نظر می دانند که مظلومی بی یاور خویشتن را در ایینه بار دیگر نگریست و داغ دیگری را هم چشید.
اما چرا می نویسم.
آری هفت تن در زمین از جانب خداوند مسوولیت داده شده اند. مهدی، عیسی، خضر را می شناسی و چهار تن دیگر را نام نمی برم.
آنان مسوولیت های متفاوتی دارند و در جایگاه های متفاوتی هستند. هفتمین آنان وظیفه نشرعلم و گسترش خردورزی را دارد. به خواست او می نگارم.
داغ مظلومان حقیقتا داغ سنگینی است. اما گاهی مظلومیت یک نفر مختص او نیست. عالمی، که البته اشتباهاتی در عرصه نظری دارد، که در گسترش عقلانیت می کوشد، مظلومیت او در نشر اندیشه ها و تفکرات مظلومیت تاریخ است. مظلومیت کسانی است که از اندیشه، خردورزی و عقلانیت محرومند.
این هفت تن در برابر هیبت و عظمت خداوند عددی نیستند. از خداوند می گویم. از کسی که رفیق بی رفیق هاست. خداوند در این عرصه مظلومیت با توست.
یا حق

همچنین ببینید

تحریف قران

تحریف قران

در این نوشتار بر آن هستم تا نظر خود را در باب تحریف قران بیان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *