نقد فیلسوف ایرانی بر نوشتار دلیلی بر عدم وجود خداوند و پاسخ من

متنی را تحت عنوان ” دلیلی بر عدم وجود خداوند” نگاشته ام و یک فیلسوف ایرانی آن را نقد کرده است.

 

نقد فیلسوف ایرانی:

در مواردی نتوانستم به صورتی دقیق روند بحث شما را دنبال کنم. در عین حال، نکات مختصری به ذهنم می‌رسد که عرض می‌کنم:

نخست: گویا لب استدلالی که برای نبود خدا می‌آورید چنین است:

1- اگر خداوند وجود داشته باشد، عادل است و جهان عادلانه خواهد بود.

2- این وضعیت که یک موجود در نهایت کمال باشد و موجودات دیگر (اعم از هوشمند و غیر آن) ضعیف باشند، عادلانه نیست.

3- پس خدا وجود ندارد.

تردید من درباره مقدمه دوم است. صرف اینکه که موجودات به لحاظ درجات کمال با هم متفاوت باشند که به معنای عدم عدالت نیست. همچنین، صرف اینکه خدا هم سنگ را بیافریند و هم درخت را، که درجات مختلفی از کمال را دارا هستند، نیز ناعادلانه نیست. فرض کنید (برای تقریب به ذهن) میکل آنژ هم مجسمه داوود را ساخته است، و هم یک مجسمه معمولی را. آیا می‌گوییم چون خود میکل آنژ برتراز آن دو مجسمه است، پس او فرد ظالمی است و مستحق سرزنش است؟ همچنین، آیا می گوییم چون او دو مجسمه متفاوت آفریده است، عدالت را میان این دو مجسمه رعایت نکرده است، و لذا مستحق سرزنش است؟ بعید می‌دانم پاسخ ما به این سوالات مثبت باشد.

بله، اینکه خدا موجود هوشمندی را بیافریند، و سپس درد و رنج ناموجهی را برای او روا بدارد خلاف عدالت است. و برهان معروف شر هم دقیقا بر این اساس پیش می رود. والبته پاسخ‌های مختلفی هم به این برهان ارائه شده است.

دوم: ارتباط دو پاراگراف پایانی را با استدلال مطرح شده برای وجود خدا متوجه نشدم. آیا می‌خواهید بگویید که به لحاظ عقلی ما دلیل بر عدم خدا داریم، ولی به لحاظ شهودی و عرفانی دلیل به نفع خداوند داریم؟ در این صورت، آیا قائل به تعارض میان حکم عقل و شهود هستید؟ تا جایی که به خاطر دارم، قائلان به اعتبار شهود عرفانی نمی‌گویند حکم عقل مخالف با محتوای شهود است. آنها معمولا یا عقل را موید شهود عرفانی می‌دانند، و یا می‌گویند در این موارد ساکت است، و حکمی (در مقام رد یا اثبات) ندارد.

 

پاسخ من

به نام یزدان پاک

اینکه گفته اید قائلان به اعتبار شهود عرفانی چنین اعتقادی دارند، از منظر فلسفی من این ادعا را درست نمی دانم. بله خودشان در وصف خودشان ادعاها شاید کرده باشند، اما از جنبه بیرونی چقدر این ادعاها درست است؟

 

و اما ادعای عدم وجود خداوند:

در مثال میکل آنژ هر دو مجسمه از منظر “درد و رنج” در یک مرتبه اند. اساسا هر موجود هوشمندی که میکل آنژ بیافریند از منظر درد و رنج در یک مرتبه معین قرار می گیرد. به ادعاهای من اینگونه توجه کنید:

  • من خداوند را در مرتبه آفریدگار قرار نمی دهم. یعنی من نسبت به خداوند پیشینی تر بحث می کنم.
  • من همزمان با وجود خداوند قائل به وجود موجودات دیگر اعم از هوشمند و غیر هوشمند نیز هستم.
  • من عملا 3 مرتبه وجودی قائل هستم. خداوند، موجودات هوشمند، موجودات غیر هوشمند.
  • درد و رنج را به خداوند نسبت نمی دهم. یعنی موجودات هوشمند غیر از خداوند، از آن رو که هوشمند هستند، گرفتار درد و رنج هستند. به عبارتی موجودات هوشمند فی نفسه گرفتار درد و رنج هستند و این جزو ذات لاتغیر آن ها است.
  • حال این دو سوال را مطرح می کنم(در ابتدا نیز گفتم که دو دلیل است که می تواند یک دلیل تلقی شود):
    • چرا موجودات هوشمند گرفتار درد و رنج باشند اما خداوند فقط سرور داشته باشد؟
    • چرا موجودات هوشمند-یا حتی غیر هوشمند- نیز خدا نباشند؟

 

لینک مطلب اصلی:

دلیلی بر عدم وجود خداوند

بازدیدها: 1

درباره‌ی صابر کثیری بیدهندی

دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف و تربیت مدرس در رشته برق- الکترونیک. علاقه مند به دین و فلسفه. saber.kasiri.b@gmail.com

همچنین ببینید

خالق و صانع

خالق و صانع

همانطور که در مطلب “خداوند و علم” نگاشتم، خالق با صانع تفاوتهایی دارد و علم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *