نقطه قوت اخلاقی، نقطه ضعف اخلاقی

یکی از موارد جالب توجه در اخلاق عملی آن است که نقطه قوت اخلاقی، نقطه ضعف اخلاقی نیز می باشد.
برای این مطلب چند مثال می اورم.
نماد سمبلیک این موضوع مرتاض است. مرتاض کسی است که خواهش های نفسانی را کنار میگذارد و ریاضت میکشد و به اراده قوی مشهور است. بزرگترین نقطه ضعف مرتاض نیز خواهش نفسانی است که اراده او در برابر آن ممکن است بسیار ضعیف عمل کند. به طور عام مرتاض برای رسیدن به قدرت روحی و حالات خاص روحی اقدام به ریاضت می کند. به عبارت دیگر خواهش نفسانی مرتاض و خواسته مرتاض “قدرت روحی” یا قدرت هایی است که می خواهد با ریاضت به آن برسد و اراده او در مقاومت در برابر چنین خواهش نفسانی ضعیف است به گونه ای که ریاضت جسمانی را تحمل می کند و اراده را برای رسیدن به این خواهش نفسانی، که قدرت روحی و غیره است، به کار می بندد.
مثال تاریخی این مساله ابلیس است. ابلیس مشهور به عبادت و نماز و رکوع و سجده های طولانی بود. نماز و سجده به طور طبیعی فرد را در برابر خدا حقیر جلوه می سازد و نماز و سجده، به خصوص به صورت مکرر و طولانی، کبر را در فرد می کشد. در حدیثی از علی ابن ابیطالب آمده است:
فرض الله الایمان تطهیرا من الشرک و الصواه تنزیها عن الکبر(نهج البلاغه ، كلمات قصار 252)
خداوند، ايمان را براى پاكسازى انسانها از شرك واجب كرده است ، و نماز را براى پاكسازى از كبر.
اما بزرگترین نقطه ضعف ابلیس به گواهی ادیان ابراهیمی کبر او است. به گواهی تاریخ ابلیس در برابر فرمان خدا برای سجده دربرابر انسان از برتری خودش سخن گفت. قران مجید در سوره بقره آیه(34) می گوید:
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ
و چون فرشتگان را فرمان دادیم که بر آدم سجده کنید، همه سجده کردند مگر شیطان که ابا و تکبّر ورزید و از فرقه کافران گردید.(ترجمه: الهی قمشه ای)
توحید ابلیسی نیز از نکات جالبی است که عرفا به آن می رسند. یعنی عرفان بر ضد عرفان!
دو مثال دیگر نیز می آورم.
هدف عرفا رسیدن به توحید و شناخت خداوند است. شناخت خداوند و توحید در صورت طی مسیر درست باید به انسان معرفت “فقیر” بودن در برابر پروردگار، که “غنی” است، را بدهد. باید عارف خود را در برابر خداوند حقیر، مسکین و غیره ببیند. جالب آنجاست که مشهور است که عرفان غرور می آورد. عارف اگر به مرتبه خاصی از غرور رسید، چه بسا باید عرفان عملی و حتی نظری را رها کند.
اخلاق عملی دینی نیز برای کسب مکارم و فضایل اخلاقی است. یعنی انسانهایی که سیر و سلوک اخلاقی می کنند باید هدف خود را کسب مکارم اخلاقی بدانند. جالب آنجاست که اخلاق عملی دینی می تواند انسان را به “عجب” بکشاند. عجب شاید در میان رذایل ویژگی خاصی داشته باشد که امام چهارم شیعه در دعای مکارم الاخلاق به آن اشاره می کند.
وَ لَا تُفْسِدْ عِبَادَتِي بِالْعُجْبِ: عبادتم را بر اثر عجب فاسد مکن.
در واقع سیدالساجدین با ذکر این جمله به طور آشکار می گوید که عجب عبادت را می تواند فاسد کند. یعنی چه بسا بر اثر عجب عبادت مضر به حال بنده می شود.

بازدیدها: 22

درباره‌ی صابر کثیری بیدهندی

دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف و تربیت مدرس در رشته برق- الکترونیک. علاقه مند به دین و فلسفه. saber.kasiri.b@gmail.com

همچنین ببینید

خالق و صانع

خالق و صانع

همانطور که در مطلب “خداوند و علم” نگاشتم، خالق با صانع تفاوتهایی دارد و علم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *