نیت در عبادت

فقها چه آنان که می فهمند و چه آنان که غریزی فتوا می دهند بر این باورند که در اعمال عبادی “نیت” رکن است. مثلا در نماز اگر نیت واقع نشده باشد نماز به کلی باطل است، یا اگر کسی در وسط روزه نیت ابطال روزه کرد ولی روزه را نگه داشت در هر صورت روزه او باطل است، یا برخی وضو به قصد قران را برای نماز کافی نمی دانند و می گویند نیت برای وضو یا باید قربه الی الله باشد یا نیت برای نماز باشد.
این بحث قطعا غلط است. نیت در جایی ممکن است رکن باشد اما قطعا در همه اعمال عبادی رکن نیست و در واقع در همه اعمال عبادی مهم نیست.
شرط معنی دار بودن نیت آن است که آن فعل عبادی به چند شکل ممکن باشد، مثلا نماز صبح با نماز ظهر از منظرهای گوناگون متفاوت است و لذا باید مشخص باشد که طرف چه نمازی می خواند، به عنوان مثال قضای صبح یا ادای ظهر و لذا در احکام نماز به شدت بر رکن بودن نیت تاکید شده است. اما در همین نماز مثلا بعد از پایان نماز مغرب که واجب است با عملی پایان نماز اعلام و نماز ابطال گردد، که مومنان معمولا برای این منظور بعد از نماز به چپ و راست نگاه می کنند، نیت کردن اینکه نمازم پایان یافت صحیح نیست و اگر فرد با وجود دانستن و عدم ابطال نماز به سجده رود نماز او باطل است. پس هر نیتی رکن نیست. همینطور برای ابطال روزه نیت کافی نیست و حتما باید عملی خاص، در برخی شرایط نیز عامدانه، انجام شود.
حال مثلا غسل را در نظر بگیرید. اساسا غسل یک شکل بیشتر ندارد و لذا نیت در غسل عملا بی معنا است. اینکه گرفتار عرفان فقهی شویم و فقه را عرفانی کنیم و انواع نیت برای غسل بتراشیم و بعد برای نیت های خاص استحباب یا وجوب قائل شویم نمونه بارز فقه عرفانی است. اینکه در قرائت شرط بگذاریم که نیت سوره چه بوده است و اگر بعد از “بسم الله الرحمن الرحیم” نیت سوره خود را عوض کردیم و لذا باید از ابتدا بگوییم “بسم الله الرحمن الرحیم” را صرفا یک عارف به دین اضافه می کند و از نظر فقهی خنده دار است.
فقها در طول تاریخ عملا به فقه وفادار نبوده اند، گروهی آن را کلامی کرده اند و بحث اصول دین را در فتاوا باز کرده اند. مثلا بر اساس خدا عادل است برخی فتاوا را تغییر داده اند. بارها گفته ام که مثل آن می ماند که دانشمند شیمی بگوید عدالت اقتضا می کند که یک اکسیژن با یک هیدروژن رابطه داشته باشد و لذا فرمول آب باید HO باشد که در برهه ای از تاریخ شیمی عملا و بر اساس نظریات نیز چنین شد. برخی نیز فقه را عرفانی کرده اند و عرفان خود را به فقه افزوده اند.

همچنین ببینید

تحریف دین

تحریف دین

ظاهرا موضوعاتی مانند حجاب و تغییر شگرف حکم آن در زمان کنونی به نسبت به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *