چند مطلب از قران

در این نوشتار چند مطلب از قران را شفاف سازی می کنم.
در یکی از سوره های قران از “لَيْلَةِ الْقَدْرِ” نام برده شده است. عموم مسلمانان از “لیلة القدر” به عنوان “شب قدر” یاد می کنند.
در این نوشتار بر آن هستم تا برخی از زوایای تاریک این کلمه را روشن کنم.
نکته اول آن است که در اینجا “لیلة” به تنهایی معنا ندارد.
نکته دوم ان است که احتمالا “لیلة القدر” یک کلمه است و کلمه “لیلة” معنا ندارد.
نکته سوم ربط “لیلة القدر” به “شب” است که در آخر سوره قدر آمده است:
سَلَامٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطْلَعِ الْفَجْرِ
به عبارتی شاید ربط “لیلة القدر” به “شب” عبارت “حتی مطلع الفجر” است.
شب های 19، 21 و 23 ماه مبارک رمضان شب های احیاء هستند و لزوما به “لیلة القدر” ربطی ندارند.

در ادامه درباره کلمه “لَيْلَةِ الْقَدْرِ” باید نکته ای دیگر را بیان نمایم. در سوره قدر در آیه اول عبارت “لَيْلَةِ الْقَدْرِ” به کار برده شده است و در واقع حرکت “ة” کسره است. اما در آیات بعدی “ة” به صورت ضمه ذکر شده است. در قران تمامی حرکات حروف و تنوین و تشدید ها دقیق و بر اساس حکمت است. به عبارت دیگر می خواهم بیان نمایم که عبارت “لَيْلَةُ الْقَدْرِ” که دارای “ة” به صورت مضموم در آیات دوم و سوم بیان شده لزوما ارتباطی با عبارت “لَيْلَةِ الْقَدْرِ” در آیه اول ندارد و این دو عبارت شاید دارای معنای متفاوتی نیز باشند.

در مورد حادث و ازلی و قدیم بودن قران بحث هایی صورت گرفته است. نظر من آن است که برخی سوره های قران قدیم، برخی ازلی و برخی دیگر حادث هستند. مثلا قصص قران به باور من حادث هستند، اما برخی سوره های قران به باور من ازلی هستند. مثلا سوره های حمد و توحید در قران ازلی هستند و سوره توحید قدیم است.
حتی برخی سوره های قران ممکن است ترکیبی از آیات ازلی و حادث باشند.

در مورد تحدی قران در قران ادعا شده است که اگر می توانید سوره ای مثل سوره های قران بیاورید. در بخشی از آیه (23) سوره بقره امده است:
فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ
پس یک سوره مانند آن بیاورید.
یکی از ویژگی هایی که باید در مورد سوره ای مانند قران بودن رعایت شود، راست بودن آن است. به عبارتی اگر فردی بخواهد قصه ای دروغین و در حد شان قران بیاورد، به باور من شاید امکان پذیر باشد.
مثلا شما یکی از قصص قران را به گونه ای دیگر تصور کنید. در این صورت می توان یک یا چند آیه “قران مانند” آورد، اما اشکال آن است که دروغین است. مثلا یکی از قصص قران را اگر به گونه ای دیگر رخ داده بود و فرایند تاریخی به شکل دیگری رخ داده بود، قران و برخی آیات آن و حتی تعداد آیات آن و حتی نام سوره های آن می توانست تغییر کند و این از اعجاز است که در هر صورت و با همه اعمال اختیاری بشر و جن و غیره، قران همواره “قران” می ماند و کلام حق در هر صورت جاری می شد.

یکی از موارد قابل توجه در قران دقیق بودن آن است: مثلا در سوره “یس” در آیه(38) آمده است:
وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ۚ ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
حرف “ و” در ابتدای آیه بی حسااب و کتاب نیست. دلیل این “و” چیست؟ آیا صرفا یک حرف ربط است؟ آیا اگر این حرف در ابتدای آیه نبود، این آیه بی معنا می شد؟ به عبارتی آیا اگر حرف “و” در ابتدای این آیه نبود، چه تغییری در معنای این آیه ایجاد می شد؟
همچنین بر خلاف تصور برخی کلمه “تجری” به معنای کلمه “تدور” نیست.

یکی از بدفهمی های رایج در مورد قران ترجمه غلط از آیات قران آست. مثلا در قران در سوره اعراف آیه(172) کلمه “لست” ماضی است، اما متاسفانه در همه ترجمه هایی که من دیدم اعم از فارسی و انگلیسی این کلمه مضارع معنا شده است. البته فهم دقیق این آیه بسیار دشوار است و حتما برای فهم دقیق باید ماضی ترجمه شود که در آن صورت چه بسا کلام حق در نظر مدعیان ایمان کفر آمیز جلوه کند.

بازدیدها: 14

درباره‌ی صابر کثیری بیدهندی

دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف و تربیت مدرس در رشته برق- الکترونیک. علاقه مند به دین و فلسفه. saber.kasiri.b@gmail.com

همچنین ببینید

لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ

لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ

در این نوشتار درباره آیه(3) سوره توحید می نگارم. لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿٣﴾ نه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *