یک مکاشفه مشهور

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
امروز از سویی برخلاف نوع نوشته هایم و از سویی طبق سبک نوشته هایم می خواهم یک مکاشفه مشهور را نقل و آن را تحلیل عقلی کنم. مکاشفه فوق بعد از جنایت بزرگ 18 تیر دیده شده و در سالهای طولانی در اینترنت بوده است و البته هنوز در آرشیو برخی سایت های خبری انقلابی موجود است.

بخشی از متن مکاشفه در سایت های انقلابی:
نماينده ولي فقيه در بنياد شهيد با بيان اينکه اين پدر شهيد يک يا دو روز بعد از حادثه 18 تير 78 اين خواب را ديده بود،‌ خاطرنشان کرد: اين پدر شهيد ادامه داد: نمي دانم که چقدر از خوابم گذشته بود که ديدم گويي چراغ ها روشن شدند. آمدم که اعتراض کنم که چرا چراغ ها روشن شده اند احساس کردم که نور چراغ نيست بلکه نور ديگري است. دقت کردم ديدم بانويي دست به کمر گرفته کنار اتاق ما ايستاده. تا کمي به ايشان توجه کردم کنار من روي زمين نشست. خطاب کرد: «آقاي احمدي! علي من غريب است، علي من مظلوم است، علي من تنهاست». من همان وقت ناگهان احساس کردم اين بانو حضرت زهرا(س) و منظور ايشان از علي من، حضرت علي(ع) است. تا چنين چيزي به ذهن من خطور کرد ايشان تکرار کردند: «فرزندم علي غريب است،‌فرزندم علي مظلوم است، فرزندم علي تنهاست». ديگر من منقلب شده و در همان حال متوجه شدم آقايي قائم کنار ما ايستاده است.(مشخصات آن آقا را نيز توصيف کرد. خواست خدا بود که امکاني فراهم شد و ما فيلمي از اين بيانات پدر شهيد نيز تهيه کرديم).
وي همچنين گفت: اين پدر شهيد در ادامه گفت اين آقا که کنار ما ظاهر شده بود به من خطاب کرد: «آقاي احمدي! برو نزد آقاي فاضل لنکراني و به ايشان بگو قيام کند. اين ميمون ها را از قم بيرون بريزند.(چون همان روزها يعني 18 تير در قم نيز امتداد فتنه وجود داشت) از تهران بيرون بريزند». بعد با دست چپش اشاره کرد و گفت: «اين ها خيال مي کنند با توهين کردن به من،‌دست از حمايت از نايب ام بر مي دارم. من از نايب ام حمايت مي کنم». هنگامي که دست اين آقا حرکت کرد ديدم جايش کابينه فلان جلوي صورت من شکل گرفت. چهره ها مبهم بود ولي سه چهره روشن بود. يکي در راس شان بود و دو نفر ديگرشان مهاجراني و عبدالله نوري بود. چهره هاي بقيه مبهم بود و تنها چهره هاي اين سه نفر روشن بود. گفتم: «آقا! آقاي فاضل مريض است. مدتي است قدرت حرکت ندارد و بايد چند نفر کمکش کنند». ايشان فرمود: «آقاي فاضل ده سال ديگر به فعاليت اش ادامه مي دهد».(اينکه عرض کردم آقا جواد فاضل اشاره کرد يکي از حرف هاي ايشان محقق شد همين بود که آقاي فاضل راس ده سال از دنيا رفت.)
رحيميان افزود: اين پدر شهيد صبح فردا خدمت آقاي فاضل رفته و ماجرا را بازگو مي کند. آقاي فاضل نيز اشک ريخته و مي گويد اين خواب نبوده بلکه مکاشفه بوده.

و اما تحلیل عقلی مکاشفه:
مکاشفه در سال 1378 دیده شده است. نگاه دقیق تری می اندازم. آقای خاتمی در 2 خرداد سال 1376 منتخب ملت بوده است و در 12 مرداد 1376 به مقام ریاست جمهوری رسیده است.
آقای فاضل لنکرانی در 26 خرداد 1386 به سرای دیگر رفته است و دستش از دنیا کوتاه شده است.
عاقلان می دانند که از 18 تیر 1378 تا 26 خرداد 1386 کمتر از 8 سال زمان فاصله بوده است. حتی از زمان انتخاب آقای خاتمی به مقام ریاست جمهوری در 12 مرداد 1376 تا 26 خرداد 1386 نیز فاصله کمتر از 10 سال است. در حالی که در مکاشفه گفته شده است که آقای فاضل 10 سال دیگر به فعالیتش ادامه می دهد. از قضا سایت های خبری انقلابی ذکر کرده اند که آقای فاضل راس 10 سال از دنیا رفت!!!!
نکته دوم آن است که بر اهل معرفت روشن است که حضور امام و انبیا در خواب واضح است و از مسایلی همچون احساس رویت و القاء ذهنی به شدت دور است. القاء کار شیاطین و اجنه است.
نکته سوم آن است که به 18 تیر 1378 برگردیم. چه کسانی در آن تاریخ به شدت آشفته بودند و نیاز به چنین مکاشفاتی داشتند؟ چه کسانی بر طبل خواب و مکاشفه بر اثبات حقانیت خود کوبیدند؟
در پایان عرض می کنم که من قمار بزرگ در برابر آن بی شرم بزرگ تاریخ در استفاده از شیاطین جنی برای ساخت مکاشفه و القاء امامان شیعی و فاطمه زهرا را در سال 1385 با نوشتن نامه های طولانی به برخی علمای دین معنا کردم.

بازدیدها: 12

درباره‌ی صابر کثیری بیدهندی

دانش آموخته دانشگاه صنعتی شریف و تربیت مدرس در رشته برق- الکترونیک. علاقه مند به دین و فلسفه. saber.kasiri.b@gmail.com

همچنین ببینید

دفاع از فهم عرفی

دفاع از فهم عرفی

اخیرا در برخی مباحثات، گروهی حملات خود را متوجه شناخت عامه مردم و به قول …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *